كرد و گفت : « هذه ليست بصلوة » و در بحث علامات حقيقت و مجاز گفته شد ؛ صحت سلب دليل مجازيت استعمال لفظ در معناى مسلوب مىباشد . بنابراين ، اطلاق الفاظ عبادات مثلا صلاة بر نمازى كه فاسد بوده از باب مجاز است .
236 - عبارت « و ان صحّ الاطلاق عليه بالعناية » اشاره به چيست ؟
ج : اشاره است به اينكه با صحّت سلب لفظ صلاة از نماز فاسد به نحو حقيقت و دقّت عقلى نمىتوان به چنين نماز فاسدى لفظ صلاة را حقيقتا اطلاق كرد ، ولى به نحو مجاز يعنى با عنايت عرف و مسامحهء عرفى ، اطلاق لفظ صلاة صحيح است .
237 - اخبار مورد استناد صحيحى چند گروه است ؟ ( توضيح اجمالى از خارج )
ج : اخبارى كه صحيحىها براى قول خود به آن استدلال كردهاند دو گروه مىباشند :
الف : اخبارى كه دلالت بر اثبات بعضى از آثار و خواصّ براى ماهيّت عبادات دارند .
ب : اخبارى كه دلالت بر نفى ماهيّت و طبيعت مسمّيات دارند .
238 - گروه اوّل از اخبار چگونه دلالت بر قول به صحيح دارد ؟ ( ثالثها الاخبار . . . . الى غير ذلك )
ج : مىفرمايد : ظهور اخبارى مثل « الصّلاة عمود الدّين » يا « الصّلاة معراج المؤمن » و « الصّوم جنّة من النّار » دلالت دارد : اين آثار و خواصّ مانند عمود دين و معراج مؤمن بودن در صلاة و سپر بودن از آتش در صوم ، مترتّب بر ماهيّت و مسمّاى اين عبادات شده است .
يعنى ماهيّت صلاة و ماهيّت صوم با قطع نظر از مصاديقشان داراى چنين آثار و خواصّى مىباشد و معلوم است كه عبادت و عمل فاسد داراى اين آثار نبوده و لفظ صلاة را نمىتوان برآن اطلاق كرد . بنابراين ، لفظ صلاة اطلاق بر عبادت و عملى مىشود كه داراى چنين آثارى است . يعنى عبادات صحيح باشد . نتيجه آنكه اين الفاظ ، وضع شدهاند براى معناى صحيح و نه اعمّ . چرا كه اگر براى اعمّ بود بايد نماز فاسد نيز داراى اين آثار مىبود .