233 - اشكال وارده بر تبادر معانى صحيح از الفاظ عبادات چيست ؟ ( و لا منافاة . . . هذا القول مجملات )
ج : مىفرمايد : در بحث از ثمرهء نزاع گفته شد : بنا بر قول به صحيح آن است كه اطلاق خطاب و اين الفاظ ، مجمل شده و در شكّ در جزئيّت و شرطيّت نمىتوان به اطلاق اين خطابات و الفاظ تمسّك كرد چون مجمل هستند . حال در تبادر گفته مىشود آنچه از اين الفاظ به هنگام اطلاق و كاربرد آنها به ذهن خطور مىكند معانى صحيح آنها مىباشد و اين تنافى دارد با مطلبى كه در ثمرهء نزاع بنا بر قول به صحيحى گفته شد . زيرا وقتى معانى اين الفاظ مجمل است چگونه معانى صحيح كه معنايش روشن بودن اين الفاظ بوده به ذهن خطور مىكند .
234 - جواب منصّف به اشكال تنافى بين مجمل بودن الفاظ عبادات و تبادر معانى صحيح از آنها چيست ؟ ( فانّ المنافاة . . . . به غير وجه )
ج : مىفرمايد : تنافى وجود ندارد . زيرا تنافى وقتى است كه الفاظ عبادات هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق مجمل باشند ، ولى در بحث ثمرهء نزاع گفته شد ؛ مفهوم آنها روشن است كه وضع براى صحيح شدهاند ولى از نظر مصداقى يعنى اينكه در خارج آيا صلاة نه جزئى و يا دهجزئى مصداق و محقّق اين معنا بوده مجمل مىباشد . و وقتى از نظر مفهوم مبيّن بوده ولى از نظر مصداق اجمال داشته باشد ، ضررى در تبادر معانى الفاظ نخواهد داشت . زيرا همان مفهوم است كه گفته شد روشن و مبيّن بوده و به ذهن تبادر پيدا مىكند .
235 - دليل صحّت سلب از فاسد براى صحيحى چگونه است ؟ ( ثانيها : صحّة . . . بالمداقّة )
ج : مىفرمايد : مىگويند : اگر عبادتى فاسد مثلا نمازى اتيان شود و فاقد جزء يا اجزائى و يا فاقد شرط يا شروطى باشد با دقت عقلى يعنى حقيقتا مىتوان اسم صلاة را از آن سلب