تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و ان دعت احيانا الى استعمالها فى النّاقص : ضمير در « دعت » به حاجت و در « استعمالها » به الفاظ برگشته و منظور از « النّاقص » مركّب ناقص مىباشد . الّا انّها لا تقتضى ان يكون بنحو الحقيقة : ضمير در « انّها » و در « لا تقتضى » به حاجت و در « يكون » به استعمال الفاظ در ناقص برمىگردد . بل و لو كان مسامحة تنزيلا الخ : ضمير در « كان » به « هذا الاستعمال » يعنى استعمال الفاظ در ناقص برگشته و كلمهء « تنزيلا » مفعول له و بيان دليل مسامحى بودن اين استعمال مىباشد . عن هذه الطّريقة : يعنى طريقه و روش واضعين . الّا انّها قابلة للمنع : ضمير در « انّها » به دعوى برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

231 - دلايل صحيحى براى استدلال به وضع الفاظ عبادات براى معانى صحيح چيست ؟ ( توضيح اجمالى از خارج )

ج : چهار دليل كه عبارت است از : الف : تبادر ، ب : صحّت سلب از فاسد ، ت : اخبار ، ج : روش وضع‌كنندگان الفاظ .

232 - دليل تبادر براى صحيحى چگونه است ؟ ( و كيف كان فقد . . . هو الصّحيح )

ج : مىفرمايد : مىگويند : وقتى اين الفاظ عبادات به كار رفته و به گوش مىرسند ، آنچه به ذهن شنونده خطور مىكند ، معناى صحيح اين الفاظ مىباشد مثلا وقتى گفته مىشود ، « نمازم را خواندم يا روزه‌ام را گرفتم و يا حجّم را انجام دادم » آنچه از معانى اين الفاظ به ذهن انسباق پيدا مىكند معانى صحيح يعنى نماز و روزه و حجّى كه تامّ الاجزاء و الشّرائط بوده مىباشد و اين تبادر و انسباق ، دليل آن است كه الفاظ عبادات براى معانى صحيح وضع شده‌اند .