صبح ، نماز ظهر و غيره وضع كرده است .
218 - چرا وضع در الفاظ عبادات عامّ و موضوع له آنها خاصّ نيست ؟ ( و احتمال كون . . . على اولى النّهاية )
ج : مىفرمايد : مستلزم دو اشكال است :
- الف ) در اخبار و روايات مىبينيم كه الفاظ عبادات در قدر جامع استعمال شده است . مثلا لفظ صلاة در معناى كلّى « ناهى از فحشاء بودن » و يا « معراج مؤمن بودن » و يا لفظ صوم مثلا در معناى كلّى « سپر براى جهنم بودن » استعمال شده است . حال اين معراج بودن صلاة مثلا مربوط به طبيعت صلاة بوده يا مربوط به افراد مىباشد ؟ مثلا خصوصيت نماز صبح بودن دخالت داشته و يا صرف صلاة بودن دخالت داشته است ؟ اگر گفته شود كه خصوصيّت فرديّت دخالت داشته پس استعمال اين الفاظ در قدر جامع بايد مجازى باشد چون استعمال در غير موضوع له بوده و اين بعيد است . چرا كه يقين داريم كه صلاة به صرف صلاة بودن با صرف نظر از اينكه نماز صبح بوده يا نماز ظهر و يا اوّل وقت بوده يا در آخر وقت ، داراى اثر « ناهى از فحشاء بودن » و « معراج مؤمن بودن » مىباشد .
- ب ) اگر قبول نكنيم كه موضوع له الفاظ عبادات ، عامّ بوده بايد استعمال اين الفاظ را در اخبار و روايات در قدر جامع منع كرده گفته شود ؛ در اين اخبار نيز استعمال در افراد شده و اين هم بعيد است . چرا كه ظاهر در اخبار و روايات آن است كه لفظ صلاة و يا صوم در قدر جامع استعمال شده است . يعنى ظاهر از اينكه فرموده است : « الصّلاة معراج المؤمن » و يا « الصّوم جنّة من النّار » يعنى طبيعت صلاة و صوم بدون لحاظ خصوصيّات و تشخّصات فردى آنها داراى چنين اثرى مىباشد .
219 - ثمرهء نزاع بين اينكه الفاظ عبادات ، وضع براى صحيح ( صحيحى ) و يا وضع براى اعمّ از صحيح و فاسد ( اعمّى ) بوده چيست ؟ ( و منها انّ ثمرة . . . جزئيّته او شرطيّته )
ج : مىفرمايد : بنا بر صحيحى ، خطاب در ادلّهء عبادات ، مجمل شده و به هنگام شكّ در جزئيّت و يا شرط بودن يك چيزى در مأمور به نمىتوان به اطلاق خطاب تمسّك جسته و