تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كرده ، ولى لفظ كيلو را بر هزار گرم وضع نكرده است ، بلكه براى مقدار اعمّ از هزار گرم و مقدار كمتر و يا بيشتر از آن وضع نموده به‌گونه‌اى كه اطلاق كيلو هم بر هزار گرم و هم بر مقدار كمتر و يا بيشتر از آن به نحو حقيقت مىباشد . ( وضع تعيينى بالتّصريح ) . ب : اينكه واضع ، لفظ كيلو را مثلا در ابتدا براى همان هزار گرم وضع نموده ولى بعدا در عرف در مقدار كمتر و بيشتر از آن‌هم به عنايت به اينكه آن مقادير هم كيلوگرم بوده ، استعمال شده به‌گونه‌اى كه كيلوگرم حقيقت در اعمّ از هزار گرم شده است ( وضع تعيينى از طريق استعمال ) .

215 - اشكال مصنّف بر وجه پنجم چيست ؟ ( و فيه انّ . . . فتدبّر جيّدا )

ج : مىفرمايد : تقرير آقايان در اسامى مقادير و اوزان تمام بوده ولى در مورد اسامى عبادات تمام نمىباشد زيرا : - اولا : در وجه چهارم ، نسبت به مركّبات عبادى گفتيم ؛ فقط مركّبات صحيح به اعتبار حالات مختلفه‌اى كه دارند از حيث تعداد اجزاء بسيار متفاوتند . چنانچه يك نماز چهار ركعتى در حال اختيار و حضر مثلا داراى سى حركت بوده كه همين نماز در حالت سفر به دو ركعت كه تقريبا پانزده حركت باشد تغيير مىكند . و باز همين نماز در حالت عجز به كمتر از پانزده حركت و در حالت اضطرار ( شخص غريق ) به يك جزء مىرسد . حال اگر اين تغيير در اجزاء را نسبت به مصاديق فاسد نيز ملاحظه كنيم بسيار بيشتر مىشود . آيا در اوزان و مقادير مىتوان بين مصاديق كيلو چنين اختلاف و تفاوتى را قائل شد ؟ مسلما آن مقدار اختلاف هم كه در اوزان و مقادير موجب عدم اطلاق لفظ نمىشود بسيار كم و ناچيز مىباشد . - ثانيا : در مقادير و اوزان هميشه يك مقياس وجود دارد كه ملاك سنجش است . مثلا مقياس در كيلو عبارت از هزار گرم بوده كه در قياس به آن گفته مىشود ؛ بر نهصد و نود و هشت و يا هزار و دو گرم نيز اطلاق كيلو مىشود . ولى در مركّبات عبادى مثلا موضوع له صلاة چه تعداد اجزاء مىباشد كه در قياس با آن بتوان مصاديق مختلف را سنجيد ؟ روشن