تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
جامع بين اين همه مركّبات مختلفه اعمّ از صحيح و فاسد ممكن خواهد بود ؟

206 - وجه چهارم از تصوير جامع بنا بر قول اعمّى چگونه است ؟ ( رابعها انّ ما . . . منزلة الواجد )

ج : اينكه الفاظ عبادات مثلا لفظ صلاة ابتداء وضع شده براى ماهيّت مركّب و جامعى كه صحيح و داراى همهء اجزاء و شرايط باشد ولى اگر در خارج نمازى فاقد بعضى از اجزاء باشد عرف از باب تسامح عرفى اين مركّب ناقص را كه فاقد بعضى از اجزاء بوده نازل منزلهء مركّب تامّ قرار داده و لفظ صلاة را برآن اطلاق مىكند . بنابراين موضوع له الفاظ عبادات عبارت از ماهيّات صحيحه بوده كه با تسامح عرفى شامل افراد فاسده نيز مىشود .

207 - عبارت « فلا يكون مجازا فى الكلمة على ما ذهب اليه السّكّاكىّ فى الاستعارة » به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )

ج : دفع اشكال وارده بر اين قول بوده به اينكه درست است كه عرف با تسامح ، الفاظ عبادات را كه وضع براى صحيح شده بر افراد فاسد نيز اطلاق مىكند ولى مجازا اين اطلاق را انجام مىدهد و نه حقيقتا . مصنّف مىفرمايد : ولى قائلين به وجه چهارم مىگويند اطلاق عرف از باب حقيقت بوده و نه مجاز . حتّى از باب مجاز در كلمه‌اى را كه سكّاكى در استعاره گفته است قبول ندارند يعنى قبول ندارند كه اطلاق الفاظ عبادات بر افراد فاسده از باب مجاز در كلمهء سكّاكى باشد .

208 - الفاظ عبادات بنا بر قول به صحيح چگونه بر افراد فاسده از باب مجاز در كلمهء سكّاكى اطلاق مىشود ؟ ( توضيح از خارج )

ج : گفته شد ؛ سكاكى « 1 » در باب استعاره معتقد است ؛ استعمال لفظ در غير معناى حقيقى به جهت علاقهء مشابهت از باب استعاره مىباشد به اين معنا كه مىتوان ادعا كرد مثلا لفظ صلاة به معناى مركّب داراى اجزاء بوده و اين معنا داراى دو فرد مىباشد ، 1 - مركّبى
هامش
( 1 ) - « مفتاح العلوم / 156 فى الاستعارة » .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 223 | حسن سيد اشرفى