مركّباتى كه همهء عناصر تشكيلدهنده آن دارو را دارا باشند . مثلا لفظ شربت سينه و يا قرص سردرد حقيقتا به شربت سينه و يا قرص سردردى هم كه فاقد بعضى از عناصر تشكيلدهنده باشد اطلاق مىشود . چرا كه عرف وقتى اين شربت و قرص فاقد بعضى از عناصر تشكيلدهنده را از نظر تأثير همانند آن شربت و قرصى كه داراى تمام عناصر بوده مىبيند از باب تنزيل ناقص به منزلهء كامل و يا از باب حقيقت ، اينها را نيز شربت سينه يا قرص سردرد مىنامد .
212 - اشكال مصنّف بر وجه چهارم از تصوير بنا بر قول به اعمّ جامع چيست ؟ ( و فيه انّه . . . فتأمّل جيّدا )
ج : مىفرمايد : قياس اين آقايان مع الفارق است . زيرا توجيهى كه داشتند تنها درباره مركّبات خارجيّه مثل معجونهاى دارويى مىتواند صادق باشد چرا كه اولا : اختلاف ناقص اين داروها با كامل آنها زياد و متنوّع نيست درحالىكه اختلاف بين مصاديق تام الاجزاء اين عبادات و مركّبات فقط به اعتبار حالات مختلفهاى كه دارند و قبلا هم گفته شد بسيار زياد بوده بهگونهاى كه يك مركّب به اعتبار حالتى صحيح بوده و همين مركّب به حالت ديگرى فاسد مىباشد . ثانيا : در مركّبات خارجيّه مثل معجونهاى دارويى همانطور كه گفتيد ؛ بر ناقص هم اطلاق لفظ تامّ الاجزاء آن دارو مىشود به خاطر اشتراك در تأثير چرا كه همان تأثير داروى كامل را اين ناقص هم دارد و از اين باب بوده كه اطلاق لفظ برآن مىشود ، ولى مركّبات فاسده مثلا نماز فاقد اجزاء ، هيچوقت داراى اثر شرعى مترتّب بر نماز تام الاجزاء و الشّرائط نبوده و مقبول نمىباشد . بنابراين قياس آقايان مع الفارق مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - البته وجه مفارقت دوّم ، در عبارات مصنّف به صراحت نيامده ولى مىتوان آن را از عبارت « لا يكاد يتمّ الخ » استفاده كرد .