آورده شده است . يعنى اشكال اوّل آن است كه بايد اطلاق لفظ صلاة بر نمازى كه داراى تمام اجزاء مثلا ده جزء بوده اطلاق مجازى باشد . زيرا طبق اين وجه ، موضوع له لفظ صلاة عبارت از معظم اجزاء مثلا هشت يا نه جزء مىباشد . بنابراين اطلاق لفظ صلاة بر نمازى كه ده جزء دارد اطلاق بر غير موضوع له و مجازى بوده و از باب اطلاق اسم جزء بر كلّ مىباشد .
200 - اشكال دوّم چيست ؟ ( انّه يتبادل . . . عنه اخرى )
ج : مىفرمايد : لازم مىآيد آن اجزايى كه به عنوان معظم اجزاء دخالت در صدق مسمّاى صلاة داشتهاند اجزاى متغيّرى باشند . مثلا اگر نمازگزارى نمازى را با هشت جزء كه معظم اجزاء بوده بخواند و تنها ركوع را انجام ندهد به نمازش صدق صلاة شود و نمازگزار ديگرى نمازى را با هشت جزء كه معظم اجزاء بوده بخواند و تنها سجده را انجام ندهد ولى ركوع را در اين نماز انجام دهد به نماز او هم صدق صلاة شود ، بنابراين ، در نماز اوّلى ، ركوع دخالت در صدق ماهيّت و مسمّى داشت ولى همين ركوع در نماز ديگرى ، دخالت در صدق ماهيّت و مسمّى ندارد . از آنجا كه هر چيزى اگر معتبر در ماهيّت يك شىء باشد از ذاتيات آن شىء بوده بنابراين ، نمىتواند امر متغيّرى باشد چرا كه ذاتى يك شىء تغييرپذير نيست و نمىتواند در موردى در تحقق ماهيّت دخالت داشته باشد و در موردى ديگر دخالت نداشته باشد .
201 - اشكال سوّم چيست ؟ ( بل مردّدا . . . بحسب الحالات )
ج : مىفرمايد : آنجايى است كه يك نمازى با تمام اجزاء و شرايط مثلا ده جزء اتيان شود .
با توجه به اينكه لفظ صلاة وضع شده براى معظم اجزاء كه مثلا هفت جزء بوده ، سؤال اين است كه اين هفت جزء معظم كه موضوع له لفظ و قدر جامع بين افراد بوده كدام هشت جزء است . آيا پنج جزء اركان با حمد و سوره بوده و يا چهار جزء از اركان با حمد و سوره و اذكار و يا پنج جزء اركان با حمد و تشهد مىباشد ؟ ملاحظه شد كه هريك از اجزاء به