دستش قطع شد هيچكدام از اين حالات مختلفه در كم و كيف او دخالتى در صدق نام زيد برآن شخص ندارد ، الفاظ عبادات هم وضع شدهاند براى ماهيّت و معنايى كه جامع بين تمام افراد و مصاديق صحيح و فاسد بوده و حالات مختلفهء نظير قصر ، حضر ، اضطرار ، اختيار ، عجز ، قدرت و مانند آن دخالتى در اطلاق لفظ عبادات مثلا لفظ صلاة بر اين مصاديقى كه به جهت حالات مختلفهاى كه دارند مختلف مىباشند ندارد . بنابراين مىتوان به نمازى كه در حالات قصر و تمام و اضطرار خوانده مىشود و حاوى تمام اجزاء بوده و يا نمازى كه مثلا يك جزء يا بعضى از اجزاء را ندارد اشاره كرد و گفت « هذه صلاة » و نام صلاة را بر آنها اطلاق كرد و اين اطلاق هم حقيقى است .
205 - اشكال مصنّف بر وجه سوّم از تصوير جامع بنا بر قول اعمّ چيست ؟ ( و فيه انّ . . . فى الصّحيح منها )
ج : مىفرمايد : در علمهاى شخصى ، لفظ را وضع مىكنند براى شخص و شخصيّت ماهيّت كه با وجود او تشخّص پيدا مىكند . مثلا زيد يك شخصيّتى دارد و شخصى است كه به اعتبار آن شخصيّت در خارج ، لفظ زيد را براى او وضع مىكنند . پس آنچه كه در ماهيّت زيد دخالت دارد شخص و شخصيّت اوست كه با وجود خاصّ او يعنى وجود ناقص يا كامل ، ناراحت يا خوشحال و غيره تشخّص پيدا مىكند و تا زمانى كه زيد وجود دارد اين شخصيّت و تشخّص هم وجود دارد . بنابراين حالات مختلفه ، از عوارض بر وجود شخص بوده و نه داخل در ماهيّت وجودش تا تبدّل آنها دخالتى در وجود و ماهيّت شخص داشته باشد . اما در الفاظ عبادات ، وضع الفاظ براى همان مركّبات خارجيّهاى است كه داراى اجزاء و شرايط مىباشند . مثلا لفظ صلاة وضع شده براى عملى كه اوّل آن تكبير و آخرش تسليم مىباشد . وقتى وضع براى مركّبات خارجيّه شد يعنى اين اجزاء و شرايط ، داخل در ماهيّت صلاة بوده ، بنابراين ، بايد قدر جامعى در نظر گرفت كه شامل تمام مركّبات صحيح و فاسد با تمامى اختلافاتشان بشود و حال آنكه دانستى تنها در مركّبات صحيح آنقدر اختلاف هست تا چه رسد به اينكه افراد فاسد هم داخل شود ، آنوقت چگونه تصوير قدر