دعوى صيرورته حقيقة فيه : ضمير در « صيرورته » اسم براى مصدر « صيرورت » و به لفظ برگشته و كلمهء « حقيقة » خبر و ضمير در « فيه » به فاقد برمىگردد .
بعد الاستعمال فيه كذلك : منظور از « الاستعمال » استعمال لفظ بوده ، ضمير در « فيه » به فاقد برگشته و مشاراليه « كذلك » از باب تنزيل فاقد منزلهء واجد مىباشد .
من دون حاجة الى الكثرة و الشّهرة : يعنى در استعمال لفظ در معناى فاقد از باب تنزيل كه موجب اطلاق حقيقى لفظ بر فاقد مىشود نيازى به كثرت استعمال و يا استعمال به حدّى باشد كه لفظ فاقد ، شهرت در آن پيدا كند نمىباشد .
للأنس الحاصل من جهة المشابهة فى الصّورة : چرا كه نماز فاقد سوره و يا حمد و يا فاقد جزئى از اجزاء ديگر در هيئت ظاهرى با نمازى كه واجد تمام اجزاء بوده مشابه است .
اين عبارت دليل براى « من دون حاجة الى الكثرة و الشّهرة » مىباشد .
كما فى اسامى المعاجين الخ : بيان براى مشاركت در تأثير است .
يصحّ اطلاقها على الفاقد : ضمير در « اطلاقها » به اسامى معاجين برگشته و منظور از « على الفاقد لبعض الاجزاء » دارويى كه فاقد بعضى از اجزاء بوده مىباشد .
المشابه له صورة : كلمهء « المشابه » صفت براى « الفاقد » بوده و ضمير در « له » به واجد برمىگردد يعنى در شكّل ظاهرى اين داروى فاقد بعضى از اجزاء با آن داروى تامّ يك شكل مىباشد .
و المشارك فى المهمّ اثرا : كلمهء « المشارك » صفت بعد از صفت براى « الفاقد » ، كلمهء « اثرا » تمييز براى بيان مشاركت بوده و منظور آن است كه داروى ناقص همانند داروى كامل در اثر مهمّش كه درمان بوده مشتركند .
تنزيلا او حقيقة : اين دو كلمهء مفعول له براى صحّت اطلاق مىباشد . يعنى صحّت اطلاق اسامى معاجين بر فاقد بعض يا به خاطر تنزيل فاقد به منزلهء واجد بوده يا از باب حقيقت بوده كه بعد از استعمال يك بار يا چند بار لفظ در فاقد ، حاصل مىشود .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢١٦