تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مركّباتى كه به حسب حالات از جهت اجزاء در زيادى و نقصان مختلفند منتزع مىشود و امر مركّبى نيست تا اشكالى كه بر جامع مركّب وارد شد برآن وارد شود . ثانيا : نيازى نيست كه ما حتما عنوانى مانند مطلوب و يا ذى مصلحت كه مساوى و ملزوم با مطلوب بوده بر روى اين مفهوم بسيط كه قدر جامع است بگذاريم تا اشكال دور و ترادف بوجود آيد . به عبارت ديگر اين مفهوم بسيط عبارت از يك ماهيّت و عنوان كلّى بوده كه منتزع از اين مركّبات مىباشد حال چه اسمى برآن بگذاريم و يا نگذاريم . ثالثا : اين مفهوم بسيط كه يك مفهوم كلّى منتزع از مركّبات بوده با همين مركّبات در خارج اتّحاد وجودى دارد مثل اتّحاد كلّى با مصاديقش . مثلا مفهوم منتزع از مصاديق كثيرهء نماز هرچه كه باشد با اين مصاديق در خارج يكى است و مغاير با آنها نمىباشد . بنابراين ، شكّ در اجزاء عبادات در اين صورت ، شكّ در اصل تكليف و جاى اجراى برائت بوده و اگر صحيحىها قائل به اجراى برائت هستند به‌همين‌جهت است كه جامع بين افراد صحيح را عبارت از مفهوم بسيطى مىدانند كه منتزع از اين مركّبات ولى متّحد با آنها در خارج مىباشد .

188 - چگونه در موردى كه جامع ، مفهوم بسيط ولى متّحد با مركّبات در خارج باشد به هنگام شكّ در اجزاء و شرايط عبادات ، برائت جارى مىشود ؟ ( توضيح از خارج )

ج : گفته شد : برائت در جايى جارى است كه شكّ در اصل تكليف باشد و نه شكّ در محصّل غرض و وقتى جامع ، عبارت از مفهوم بسيط ولى متّحد با مركّبات در خارج شد مثلا قدر جامع بين افراد صحيح نماز مثل نماز صبح ، نماز عصر ، نماز مسافر ، نماز مضطر و غيره هر مفهومى كه بوده ولى در خارج با اين افراد متّحد و يكى باشد در اين صورت وقتى شكّ مىكنيم در اجزاء نماز كه مثلا قيام ، جزء نماز است « اكثر » و يا جزء نماز نيست « اقلّ » ، در واقع شكّ در خود جامع و اصل تكليف بوده و مأمور به ما مجمل مىشود كه آيا عبارت از اقلّ بوده و يا اكثر است ؟ در چنين صورتى كه شكّ در اصل تكليف و از نوع شكّ