تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

183 - اشكال دور وقتى جامع ، عنوان مطلوب باشد چگونه است ؟ ( توضيح از خارج )

ج : وقتى قدر جامع عنوان مطلوب باشد يعنى عنوان مطلوب موضوع له عبادات خواهد بود . بنابراين ، امر به صلاة مثلا در واقع امر به مطلوب بوده و به عبارت ديگر متعلّق و موضوع امر ، عنوان مطلوب مىباشد . در اين صورت تحقّق مطلوب كه موضوع امر بوده متوقف بر وجود امر مىباشد . چرا كه تا امرى صادر نشود مطلوب هم تحقّق پيدا نمىكند و از طرفى امر و طلب هم متوقّف بر وجود مطلوب مىباشد چرا كه هر امر و طلبى متوقّف بر وجود موضوع مىباشد پس امر و طلب متوقّف بر وجود مطلوب و مطلوب هم متوقّف بر وجود امر شده و اين دور است .

184 - اشكال ترادف در وقتى كه قدر جامع ، عنوان مطلوب باشد چگونه است ؟ ( توضيح از خارج )

ج : وقتى قدر جامع براى عبادات مركّبه ، عنوان مطلوب باشد يعنى موضوع له اين عبادات عنوان مطلوب مىباشد . مثلا معناى صلاة عبارت از عنوان مطلوب خواهد بود در اين صورت لفظ صلاة و لفظ مطلوب مترادف هم خواهند بود . مانند انسان و بشر كه معناى انسان همان بشر و به عكس مىباشد . وقتى صلاة و مطلوب مترادف شدند بايد بتوان هركدام را جاى ديگرى به كار برد و مثلا به جاى « الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر » بتوان گفت « المطلوب تنهى عن الفحشاء و المنكر » و حال آنكه مىدانيم قطعا چنين جابجايى و كاربردى از لفظ مطلوب به جاى صلاة و ساير عبادات صحيح نمىباشد و همين دليل روشن است كه عنوان مطلوب نمىتواند قدر جامع قرار گيرد .

185 - اشكال عدم جريان برائت و تمسّك به اطلاقات به هنگام شكّ در اجزاء و شرايط عبادات وقتى قدر جامع عنوان مطلوب باشد چگونه است ؟ ( و انّما الاجمال . . . المطلوب ايضا )

ج : مىفرمايد : وقتى قدر جامع عبارت از عنوان مطلوب باشد پس امر به صلاة مثلا امر به
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 203 | حسن سيد اشرفى