تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

181 - اشكال بر قدر جامع بين افراد صحيح وقتى كه قدر جامع عبارت از مفهوم بسيط باشد چيست ؟ ( و لا امرا بسيطا . . . المأمور به فيها )

ج : مىفرمايد : مستشكل مىگويد : قدر جامع اگر مفهوم بسيط باشد از دو حال خارج نيست : 1 ) عنوان و نام آن مفهوم بسيط عبارت از مطلوب باشد ، يعنى قدر جامع عبارت از عنوان مطلوب بوده و لفظ صلاة مثلا وضع شده براى عنوان مطلوب به دليل اينكه تمامى نمازهاى صحيح ، مطلوب « طلب شده و متعلّق امر » مىباشند . 2 ) عنوان و نام آن مفهوم بسيط چيزى باشد كه ملزوم و مساوى با مطلوب باشد مثل « مصلحت داشتن » . اگر قدر جامع عبارت از عنوان مطلوب باشد سه اشكال پيش مىآيد : الف ) مستلزم دور است . ب ) مستلزم مترادف شدن لفظ صلاة مثلا با مطلوب مىشود . ج ) مستلزم عدم جريان و اجراى برائت و تمسّك به اطلاقات در وقت شكّ در اجزاء و شرايط عبادات مىشود . و اگر قدر جامع عبارت از عنوان « ذى مصلحت » باشد اشكال عدم جريان برائت در وقت شك در اجزاء و شرايط عبادات پيش مىشود .

182 - اينكه جامع عبارت از مفهوم بسيط ملزوم و مساوى با مطلوب باشد به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )

ج : يعنى سبب مطلوب واقع شدن عبادات ، قدر جامع بين افراد صحيح قرار گيرد . مثلا مصلحت داشتن عبادات سبب مىشود تا اين عبادات و افراد صحيح آن ، مطلوب و متعلّق امر قرار گيرند . مثلا بگوييم قدر جامع بين افراد صحيح نماز عنوان « ذى مصلحت » بوده كه ملزوم و مساوى با عنوان مطلوبيّت است .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 202 | حسن سيد اشرفى