2 - اشتراك معنوى : يعنى بگوييم لفظ صلاة يك وضع داشته و براى يك چيز بيشتر وضع نشده و آن عبارت از يك معناى كلّى است كه داراى مصاديق مختلف مىباشد .
وقتى گفته شود : الفاظ عبادات براى قدر جامع وضع شدهاند به اين معناست كه وضع اين الفاظ به اشتراك معنوى است .
174 - چرا بايد وضع اين الفاظ به اشتراك معنوى يعنى براى قدر جامع باشد ؟ ( توضيح از خارج )
ج : وقتى قائل به ثبوت حقيقت شرعيّه شده و گفتيم ؛ اين الفاظ براى معانى جديد وضع شدهاند ، اگر وضع آنها را به اشتراك لفظى بدانيم بايد بگوييم براى هريك از مصاديق آنها جداگانه وضع شدهاند كه :
اولا : قطع داريم كه چنين وضعى براى اين الفاظ صورت نگرفته است .
ثانيا : اشتراك لفظى كه مستلزم تعدّد وضع بوده خلاف اصل است .
بنابراين نوع وضع اين الفاظ ، متعيّن در اشتراك معنوى خواهد بود .
175 - آيا قدر جامع بين افراد الفاظ عبادات بنا بر هر دو قول صحيحى و اعمّى وجود دارد ؟ ( و لا اشكال فى . . . الافراد الصّحيحة )
ج : مىفرمايد : اشكالى نيست در بودن قدر جامع بين افراد صحيح بنا بر قول به وضع اين اسماء براى خصوص ماهيّت صحيح ، ولى وجود قدر جامع و تصوير آن بين افراد اعمّ بنا بر قول به وضع اين اسماء براى خصوص ماهيّت اعمّ از صحيح و فاسد در نهايت اشكال است .
176 - با مثال توضيح دهيد چرا قدر جامع بين افراد صحيح مىتواند وجود داشته باشد ؟ ( و امكان الاشارة . . . و نحوهما )
ج : وقتى گفتيم اين الفاظ براى خصوص ماهيّت صحيح وضع شدهاند قطعا هريك از مصاديق افراد اين الفاظ كه به صورت صحيح باشد داراى اثرى خواهند بود كه مترتب بر