كردهاند . « 1 »
متكلّمين ، صحيح را به عملى كه مطابق و موافق با شريعت ( اوامر و نواهى الهى ) باشد تفسير كردهاند .
167 - اگر صحّت در نزد همه به يك معنا مىباشد پس چرا فقها آن را به اسقاط قضاء و متكلّمين به موافق شريعت بودن و ديگران به معنايى ديگر تفسير كردهاند ؟ « 2 » ( انّما هو . . . من لوازمها )
ج : مىفرمايد : همانطور كه گفته شد ؛ صحّت در نزد همهء علما به معناى تماميّت ( در اجزاء و شرايط ) بوده و تفسيرهاى مختلف آنان از صحّت از باب تفسير به لازم مهمّ از لوازم صحّت مىباشد .
168 - توضيح دهيد اگر صحّت نزد همه به يك معناست ( تماميّت ) ولى آن را تفسير به لازم مهمّ از لوازم صحّت كردهاند پس چرا اين لازم مهمّ در نزد آنان متفاوت است ؟ ( لوضوح اختلافه . . . اختلاف الانظار )
ج : مىفرمايد : به جهت اختلاف نظر و نگاهى است كه ميان آنها وجود دارد . نظر فقها و مجتهدين در مباحث فقهى بر محور افعال مكلّفين بوده و از آنجا كه قضاء و اعاده نيز از لوازم مهم افعال مكلّفين مىباشد ، صحّت و فساد را به اين لازم مهم از لوازم صحّت تفسير كردهاند . بنابراين ، فعل و عبادتى از مكلّفين كه انجامش موجب اسقاط قضاء و اعاده باشد صحيح و در غير اين صورت فاسد است .
نظر متكلّمين در مباحث كلامى متوجّه اوصاف و افعال خداوند بوده كه خداوند عادل است
هامش
( 1 ) - يعنى عمل صحيح بهگونهاى است كه موجب انجام دوباره آن در خارج وقت به عنوان قضاء و در داخل وقت به عنوان اعاده نشود .
( 2 ) - مثلا علماى اخلاق ، صحيح را عملى مىدانند كه موجب تزكيه نفس و يا به كمال رسيدن صفات حسنهء نفس باشد .