و اوامر و نواهى او ( شريعت ) براساس عدل ابلاغ شده است . بنابراين ، ثواب و عقاب بندگان براساس موافقت اعمالشان با شريعت ( اوامر و نواهى الهى ) بوده و صحّت و فساد را به اين لازم مهم از لوازم صحّت تفسير كردهاند . بنابراين ، از افعال و اعمال بندگان خدا ، آن عملى صحيح بوده كه موافق با شريعت و آن عملى فاسد بوده كه مخالف با شريعت باشد .
اما نكته مهم آن است كه در نظر هر دو طايفه « 1 » عملى موجب اسقاط قضاء و اعاده و يا موافق شريعت است كه تمام بوده و مشتمل بر همهء اجزاء و شرايط باشد .
169 - آيا همين اختلاف انظار ، موجب تعدّد معناى صحّت نخواهد بود ؟ چرا ؟ ( و هذا لا يوجب . . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : خير ، زيرا اختلاف صحّت و فساد يك عمل به اعتبار حالات مختلف افرادش نيز موجب تعدّد معناى صحّت نمىشود . مثلا نماز ظهر و عصر و عشاى صحيح براى مسافر ، دو ركعت و براى حاضر چهار ركعت و يا نماز صحيح براى شخص مضطر با تيمم و براى شخص مختار با وضو بوده و نيز نماز صحيح براى فرد مريض بدون قيام و براى فرد سالم با قيام مىباشد .
170 - آيا صحّت و فساد از اوصاف اضافى و يا از اوصاف حقيقى هستند ؟ ( و منه ينقدح . . . فتدبّر جيّدا )
ج : مىفرمايد : از آنجا كه يك عمل مىتواند به اعتبار حال يك فرد ، صحيح و به اعتبار حال فرد ديگرى فاسد بوده و اينطور نبوده كه يك عمل در همهء حالات و نسبت به همهء افراد صحيح و يا فاسد باشد ، بنابراين ، صحّت و فساد از امور اعتبارى و اضافى هستند . مثلا نماز قصر و شكسته نسبت به فرد مسافر ، نماز صحيح و نسبت به فرد حاضر ، نماز فاسد مىباشد .
هامش
( 1 ) - در نزد علماى اخلاق نيز عملى كه موجب تزكيه نفس و يا به كمال رساندن صفات حسنهء نفس شود عملى است كه تمام بوده و مشتمل بر همه اجزاء و شرايط مىباشد .