تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
عبادات بوده است . 2 - صحيحى بعد از اينكه علاقه معتبر را علاقهء ميان معانى لغوى و معانى صحيح دانست بايد ادّعا كند كه بناى شارع در محاوراتش بر اين مستقر شده ؛ وقتى اين الفاظ را بدون قرينهء معيّنه بياورد خصوص معناى صحيح را ارادهء كرده است ، و اعمّى بگويد ؛ خصوص معناى اعمّ از صحيح و فاسد را ارادهء كرده است . و حال آنكه منكرين حقيقت شرعيّه نمىتوانند دليلى براى اثبات اين دو موضوع نسبت به ادّعاى خود بياورند .

162 - نظر باقلانى در خصوص الفاظ متداوله در لسان شارع چيست ؟ ( توضيح از خارج )

ج : قاضى باقلانى « 1 » معتقد است الفاظ متداوله در لسان شارع هيچ‌وقت در معانى جديد و حادث يعنى معانى شرعيّه چه به صورت حقيقى و چه مجازى استعمال نشده بلكه تا به امروز به همان معانى لغوى خود باقى بوده و استفادهء معانى شرعيّه از اين الفاظ به كمك دليل و قرينهء خاصّه مىباشد . يعنى صلاة هميشه در دعا استعمال شده است ، منتهى اين دعا كه بايد ركوع و سجده و تشهد و ساير واجبات يعنى اجزا و شرايط را داشته باشد از قرائن خارجيّه و دليل ديگر استفاده مىشود . و آن دليل و قرينه خارجيّه است كه مىگويد ؛ دعا بايد همراه با ركوع باشد و يا دعا همراه با سجده و تشهّد و ساير واجبات باشد .

163 - آيا با توجه به تصويرى كه از نزاع صحيحى و اعمّى در صورت قول به عدم ثبوت حقيقت شرعيّه بود آيا مىتوان تصوير نزاع بنا بر قول باقلانى نيز داشت چگونه ؟ ( و قد انقدح . . . فلا تغفل )

ج : مىفرمايد : با توجه به تصويرى كه از نزاع صحيحى و اعمّى بين قائلين به عدم ثبوت حقيقت شرعيّه بود ، روشن شد كه اين نزاع را نيز مىتوان بنا بر قول باقلانى كه حتّى منكر
هامش
( 1 ) - ابن حاجب و عضدى در « شرح العضدى على مختصر الاصول 1 / 51 ، 52 » اين قول را به باقلانى يعنى قاضى ابو بكر محمد بن الطّيب البصرى البغدادى المالكى نسبت داده است .