تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
استعمال مجازى اين الفاظ در معانى شرعيّه بوده تصوير كرده ، چنين گفت : نزاع در اين است كه اقتضاى قرينهء مضبوطه و خارجيّه‌اى كه نبايد از آن تعدّى كرد مگر با وجود قرينهء ديگر و دلالت دارد بر اينكه دعا بايد مشتمل بر فلان اجزاء و شرايط باشد ، آيا اقتضاء دارد بر اينكه تمام اجزاء و شرايط بايد باشد تا بنا بر قول صحيحى به آن لفظ صلاة اطلاق شود و يا اجمالا اقتضاى اشتمال بر اجزاء و شرايط دارد اعمّ از اينكه تمام اجزاء و شرايط باشد يا تمام اجزاء و شرايط نباشد تا بنا بر قول اعمّى بر دعاى ناقص الاجزاء و الشّرائط نيز همانند تام الاجزاء و الشّرائط ، لفظ صلاة اطلاق شود . « 1 »

164 - آيا لفظ صحيح ( صحّت ) كه در عنوان بحث صحيحى و اعمّى اخذ شده ، داراى معانى متعدّد و يا معناى واحد است ؟ ( توضيح اجمالى از خارج )

ج : داراى معناى واحد است .

165 - معناى واحد لفظ صحيح چيست ؟ ( و منها انّ . . . . هو التّماميّة )

ج : مىفرمايد : عبارت از تماميّت در اجزاء و شرايط بوده و عملى صحيح است كه داراى تمامى اجزاء و شرايط باشد .

166 - فقها و متكلّمين لفظ صحيح را به چه معنايى تفسير كرده‌اند ؟ ( و تفسيرها . . . او غير ذلك )

ج : مىفرمايد : فقها ، صحيح را به عملى كه موجب اسقاط قضاء و اعاده باشد تفسير
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : همان‌طور كه تصوير نزاع بين صحيحى و اعمّى بنا بر قول منكرين حقيقت شرعيّه محلّ اشكال بود ، اينجا هم محلّ اشكال است . زيرا اثبات اين ادّعا كه قرينهء خارجيّه دلالت بر اشتمال دعا بر تمامى اجزاء و شرايط دارد براى قائل به صحيح و يا اينكه فى الجملة دلالت بر اجزاء و شرايط دارد براى قائل به اعمّ چگونه ممكن است ؟ شايد عبارت « فلا تفعل » اشاره به همين مطلب باشد .