تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مطلوب باشد . اخذ ما لا يتأتّى : كلمهء « ما » موصوله و جمله « لا يتاتّى » صله و منظور از « ماء موصوله با صله‌اش » عنوان مطلوب بوده و « لا يتأتّى » به معناى « لا يحصل » و « لا ينتزع » مىباشد . فى متعلّقه : ضمير در « متعلّقه » به طلب برمىگردد . و عدم جريان البراءة : عطف بر « لزوم الترادف » است . شرائطها : ضمير مؤنث به عبادات برمىگردد . لعدم الاجمال حينئذ : يعنى « حين اذ كان الجامع هو عنوان المطلوب » . فى المأمور به فيها : اين جار و مجرور متعلق به « عدم » و ضمير در « فيها » به عبادات برمىگردد . و انّما الاجمال فيما يتحقق به : اين عبارت جواب از سؤال مقدر است كه اگر با وجود شكّ در اجزاء و شرايط عبادات ، اجمالى در مأمور به در عبادات ، نيست پس اجمال در چيست ؟ فيما يتحقّق به : منظور از « ما موصوله » فرد و مصداق بوده كه ضمير در « به » نيز به آن برگشته و ضمير در « يتحقّق » به مأمور به برمىگردد . لا مجال لها : ضمير در « لها » به برائت برمىگردد . كما حقّق فى محلّه : ضمير نايب فاعلى در « حقّق » به عدم مجال براى برائت و ضمير در « محلّه » به « مثله » برمىگردد . قائلون بها فى الشّك فيها : كلمهء « قائلون » خبر براى « انّ » بوده و ضمير در « بها » به برائت و ضمير در « فيها » به اجزاء و شرايط برمىگردد . و بهذا : مشاراليه « هذا » لزوم عدم جريان داشتن برائت به هنگام شكّ در اجزاء و شرايط در زمانى كه جامع ، عنوان مطلوب بوده درحالىكه مشهور از اصوليّون صحيحى قائل به جريان برائت مىباشند . مدفوع بانّ الجامع انّما هو مفهوم واحد : كلمهء « مدفوع » خبر براى « الاشكال » بوده و