و كلمهء « تامّا » خبر اوّل و « فاسدا » خبر دوّم مىباشد .
و منها : ضمير در « منها » به « امور » برمىگردد .
انّه لا بد على كلا القولين : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مراد از « قولين » قائلين به وضع اسماء براى معانى صحيح و قائلين به وضع آنها براى معانى اعمّ از صحيح و فاسد مىباشد .
من قدر جامع فى البين : يعنى يك معناى كلّى كه اين الفاظ براى آن ماهيت و معناى كلّى وضع شود . بنابراين ، وضع اين الفاظ به اشتراك معنوى بوده كه داراى مصاديق و افراد متعدده مىباشند .
كان هو المسمّى بلفظ كذا : ضمير « هو » به قدر جامع برمىگردد و اين جمله صفت است براى « قدر جامع » .
بلفظ كذا : مثلا عنوان « ناهى از فحشا بودن و يا « معراج مؤمن بودن » به عنوان قدر جامع بين همهء افرادى بوده كه با لفظ صلاة از آن نام برده مىشود .
فى وجوده : ضمير در « وجوده » به قدر جامع برمىگردد .
فى وجوده بين الافراد الصّحيحة : يعنى وجود قدر جامع بين افراد صحيح بنا بر قول به وضع الفاظ براى صحيح ( صحيحى ) .
امكان الاشارة اليه بخواصّه و آثاره : ضميرهاى مجرورى در « اليه » ، « خواصّه » و « آثاره » به قدر جامع برمىگردد .
فانّ الاشتراك فى الاثر : مثلا همهء افراد صلاة مثل صلاة مسافر ، صلاة حاضر ، صلاة با تيمم ، صلاة با وضوء ، صلاة فرد مريض و صلاة فرد سالم همه در يك اثر مشتركند و آن مثلا ناهى از فحشا بودن و يا معراج مؤمن بودن است و اشتراك همهء اين افراد در اثر ناهى از فحشا و يا معراج مؤمن بودن ، بيانگر آن است كه تمامى اين افراد به دليل همين جامع ، تأثير در اثر مىگذارند . پس همينقدر جامع كه بر تمام افراد صادق بوده نامش صلاة
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٩٠