تفسيرها : ضمير در « تفسيرها » به « الصّحّة » برگشته و كلمهء « تفسيرها » مبتدا و خبرش « انّما هو بالمهمّ من لوازمها » مىباشد . اين عبارت جواب سؤال مقدر است كه اگر لفظ صحت در نزد همه به يك معنا بوده ، پس چرا در نزد هركدام تفسيرى متفاوت از ديگرى دارد ؟
بإسقاط القضاء : يعنى عمل بهگونهاى باشد كه در خارج وقت نياز به قضاء نداشته باشد .
بموافقة الشّريعة : يعنى موافق با اوامر و نواهى الهى باشد .
او غير ذلك : مشاراليه « ذلك » تفسير صحّت به اسقاط قضاء و موافق شريعت بودن مىباشد .
انّما هو بالمهمّ من لوازمها : ضمير « هو » به « تفسيرها » و ضمير در « لوازمها » به « الصّحّة » برمىگردد .
اختلافه : ضمير در « اختلافه » به « المهمّ » برمىگردد .
هذا لا يوجب : مشاراليه « هذا » عبارت « لوضوح اختلافه بحسب اختلاف الانظار » يعنى به جهت روشن بودن ، متفاوت بودن مهمّ از لوازم صحّت به جهت اختلاف نظرها بوده و ضمير در « لا يوجب » نيز به « هذا » برمىگردد .
تعدّد المعنى : يعنى تعدّد معناى صحّت .
كما لا يوجبه اختلافها : ضمير مفعولى در « لا يوجبه » به تعدّد معنا و ضمير در « اختلافها » كه فاعل براى « لا يوجبه » بوده به صحّت برمىگردد .
الى غير ذلك : مشاراليه « ذلك » حالات مىباشد .
و منه ينقدح : ضمير در « منه » به « هذا البيان » برمىگردد يعنى اينكه گفتيم اين اختلاف در لوازم صحّت به اعتبار اختلاف در انظار بوده و موجب تعدّد معناى صحّت نمىشود .
صحّة و فسادا : هر دو كلمهء تمييز براى نسبت مىباشند .
فيكون تامّا بحسب حالة و فاسدا بحسب اخرى : كلمهء « شىء » اسم براى « يكون »
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٨٩