تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

156 - آيا نمىتوان اصل اصالت عدم نقل را جارى كرده و الفاظ واقع در لسان شارع را حمل بر معانى لغوى كرد ؟ ( و اصالة عدم النّقل . . . فى تأخّره فتأمّل )

ج : مىفرمايد : اين اصل هم جارى نيست . زيرا بحث ما در جايى بود كه اولا : يقين به ثبوت حقيقت شرعيّه و تحقّق وضع و نقل اين الفاظ از معانى لغوى به معانى شرعيّه داريم . ثانيا : استعمال اين الفاظ واقع شده و آنچه كه مشكوك مىباشد ، زمان تحقّق هركدام است و حال آنكه اجراى اصل عدم نقل در جايى است كه ما در اصل نقل شكّ داريم كه آيا لفظ از معناى لغوى به معناى شرعى نقل داده شده است يا نه . ولى در اينجا ما همان‌طور كه يقين به استعمال اين الفاظ داريم يقين به نقل آنها از معانى لغوى به معانى شرعيّه هم داريم ، بنابراين جاى اجراى اصل اصالت عدم نقل نمىباشد .

157 - اختلاف در اينكه الفاظ عبادات ، اسامى براى صحيح و يا اعمّ از صحيح و فاسد بوده به چه معناست ؟ ( العاشر انّه . . . يذكر امور )

ج : مىفرمايد : اختلاف در اين بوده كه آيا الفاظ عبادات مثل لفظ صلاة ، حجّ ، زكات ، و غيره براى معانى صحيح وضع شده به‌گونه‌اى كه اطلاق لفظ صلاة بر فعل مكلّف وقتى درست است كه او اين عمل را به‌طور كامل ، صحيح و با رعايت تمام شرايط و اجزاء انجام دهد كه در غير اين صورت بر فعل او اساسا صلاة گفته نخواهد شد و يا براى معانى اعمّ از صحيح و فاسد وضع شده به اين معنا كه اگر مكلّف اين اركان مخصوصه را به صورت ناقص هم انجام دهد باز به آن لفظ صلاة اطلاق مىشود ؟ بين علماى اصول دو قول است 1 - الفاظ عبادات براى معانى صحيح اين اعمال و عبادات وضع شده است . 2 - الفاظ عبادات براى معانى اعمّ از صحيح و فاسد اين عبادات وضع شده است .

158 - نزاع صحيحى و اعمّى در چه صورتى جارى است ؟ ( منها انّه . . . الحقيقة الشّرعيّة )

ج : مىفرمايد : شكّى نيست نزاع صحيحى و اعمّى در صورت قول به ثبوت حقيقت شرعيّه