است و بايد توقّف كرد .
154 - اصل اصالت تاخّر استعمال لفظ از وضع ( حقيقت شرعيّه ) به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : در اينجا حدوث دو حادث مسلّم است 1 - الفاظ متداوله در لسان شارع ، وضع براى معانى شرعيّه شده و معتقديم كه حقيقت شرعيّه حادث شده و ثابت است 2 - استعمال اين الفاظ در معانى شرعيّه را نيز در لسان شارع مىبينيم حال آنچه كه معلوم نبوده و مجهول مىباشد آن است كه نمىدانيم كدام يك از اين دو متاخّر از يكديگر مىباشد .
بعضى براى اينكه در اين صورت بتوانند اين الفاظ را حمل بر معانى شرعيّه كنند و از طرفى حمل بر معانى شرعيّه نيز متوقّف است بر اينكه استعمال اين الفاظ بعد از ثبوت حقيقت شرعيّه و وضع آنها باشد گفتهاند : اصل اصالت تأخّر استعمال لفظ از وضع را جارى كرده به اين معنا كه مىگوييم وقتى نمىدانيم استعمال ، متاخّر از وضع است يا نه ، اصل اصالت تاخّر استعمال لفظ از وضع مىگويد : استعمال ، متاخّر از وضع و ثبوت حقيقت شرعيّه بوده ، بنابراين بايد الفاظ ياد شده در لسان شارع را حمل بر معانى شرعيّه كرد .
155 - آيا اصل اصالت تاخّر استعمال از وضع را در وقتى كه شكّ داريم استعمال متاخّر از وضع يا مقدّم برآن بوده مىتوان جارى كرد ؟ ( و اصالة تأخّر . . . مع الشّكّ )
ج : مىفرمايد : خير زيرا سه اشكال وجود دارد : اولا اگر اصل اصالت تاخّر را در جايى كه حدوث دو حادث قطعى بوده ولى زمان تحقّق هريك را نسبت به ديگرى نمىدانيم كه كدام يك متاخّر و يا مقدّم بر ديگرى بوده جارى بدانيم صحيح نيست . زيرا اين اصل نسبت به هريك از دو حادث نسبت به ديگرى قابل اجراء و در يك مرتبه مىباشد . يعنى اين اصل فقط در يك طرف و براى يك حادث جارى نيست بلكه در طرف دوّم نيز جارى است . مثلا اين اصل در اين خصوص همانطور كه مىتواند در طرف استعمال جارى باشد و بگوييم اصل ، بر تاخّر استعمال از وضع بوده ، همينطور مىتوانيم بگوييم ؛ اصل ، بر