تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

148 - نظر مصنّف در اينكه معانى شرعيّه اين الفاظ از معانى مستحدث در شرع ما نبوده و در شرايع سابقه نيز وجود داشته چيست ، به چه دليل ؟ ( كما هو قضيّة . . . الى غير ذلك )

ج : مىفرمايد : ظاهرا معانى شرعيّهء اين الفاظ در شرايع سابق نيز وجود داشته و شاهد بر اين ادّعا آياتى است كه دلالت بر اين مدعا دارد : 1 -
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
( بقره 183 ) در اين آيه شريفه ، خداوند مىفرمايد : روزه بر شما واجب شد همان‌طور كه بر امتهاى از شرايع گذشته نيز واجب شده بود . عبارت
« كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ »
صراحت دارد روزه‌اى كه در شريعت ما ثابت است در شرايع سابقه نيز بوده است . 2 -
أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
( حجّ 27 ) خداوند در اين آيه به حضرت ابراهيم امر مىكند كه در حجّ ندا بدهد ، پس معلوم مىشود كه حجّ در شريعت حضرت ابراهيم نيز به معناى شرعى آن وجود داشته كه حضرت ابراهيم عليه السّلام در آن مراسم مامور به اعلامش به حاجىها شده است . 3 -
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
( مريم 31 ) در اين آيه آمده كه حضرت عيسى عليه السّلام مىفرمايد : خداوند مرا تا زمانى كه زنده‌ام توصيه به صلاة و زكات نمود . پس معلوم مىشود كه در شريعت عيسوى نيز صلاة و زكات به معناى شرعى كه مأمور به بوده وجود داشته و اختصاص به شريعت اسلام ندارد .

149 - اگر گفته شود : هريك از اين امور مثلا صلاة و زكات و حجّ در شريعت اسلام با شرايع سابقه متفاوت بوده پس معانى اين الفاظ در شريعت اسلام ، معانى جديد و متفاوت با معانى آنها در شرايع سابقه بوده جواب چيست ؟ ( و اختلاف الشّرائع . . . كما لا يخفى )

ج : مىفرمايد : ممكن است اختلاف وجود داشته باشد ، مثلا روزه در شرايع سابق شامل امساك از مسائلى بوده كه در شريعت ما امساك از آنها نمىباشد بلكه از امور ديگرى