كه دور است .
ب - تحصيل حاصل : وقتى ما قيد على وجه الحقيقه را در معرّف قرار داديم و در تعريف گفتيم : اطّراد على وجه الحقيقه بيانگر استعمال لفظ در معنا به نحو حقيقت مىباشد پس بايد حقيقت موضوع له را دانست تا اطّراد على وجه الحقيقه بيانگر معناى حقيقى لفظ باشد كه در اين صورت علاوه بر اشكال دور ، اشكال تحصيل حاصل و لغويت را نيز خواهد داشت . چرا كه فرض آن است كه مستعلم علم به حقيقت موضوع له دارد ، بنابراين ، با اطّراد على وجه الحقيقه چيزى براى او روشن نمىشود مگر آنچه را كه او مىدانسته است و اين تحصيل حاصل و لغو است .
132 - احوال پنجگانه لفظ كدام بوده و چرا مصنّف با كلمهء « احوال » فرمود براى لفظ پنج حالت است ؟ ( الثّامن . . . احوال خمسة )
ج : مىفرمايد : 1 . تجوّز 2 . اشتراك لفظى 3 . تخصيص 4 . نقل ( منقول ) 5 . اضمار ( تقدير ) يعنى اين امور عارض بر لفظ شده و اصل در لفظ ، عدم آنهاست . يعنى اصل در الفاظ عبارت از حقيقت ، عدم اشتراك ، عدم تخصيص ( عامّ بودن ) عدم نقل و عدم اضمار ( مصرّح بودن ) مىباشد .
133 - احوال پنجگانهء عارض بر لفظ با مثال چگونه است ؟ ( و هى التّجوّز . . . و الاضمار )
ج : مىفرمايد : 1 - تجوّز : منظور استعمال لفظ در معناى غير موضوع له مىباشد ، مثل استعمال لفظ اسد در رجل شجاع .
2 - اشتراك لفظى : لفظ عين كه مشترك لفظى بين چشم ، چشمه ، جاسوس و غيره بوده كه براى هركدام جداگانه وضع شده است .
3 - تخصيص : استعمال لفظ عامّ در برخى از افراد عامّ به قرينه مخصّص مىباشد . مانند استعمال لفظ « العلماء » در خصوص علماى عادل در مثال « اكرم العلماء الّا الفسّاق » .
4 - نقل ( منقول ) : يعنى لفظى را از معنايى به معناى ديگر نقل دهند . اعمّ از آنكه ناقل ،