اسد در رجل شجاع به جهت علاقهء بين رجل شجاع با اسد كه شجاعت بوده ، صحيح است و يا مىگويند استعمال لفظ اسد در رجل شجاع از باب حقيقت نبوده بلكه از باب مجاز است . بنابراين گفتهاند ؛ اطّراد وقتى علامت حقيقت خواهد بود كه اين طرّاد بدون تأويل و يا بر وجه حقيقت باشد . مثلا استعمال لفظ اسد در حيوان مفترس در همه مصاديق حيوان مفترس اطّراد داشته و در همه مصاديق نيز استعمال لفظ اسد بدون تأويل و بر وجه حقيقت است پس اين اطّراد بيانگر آن است كه استعمال لفظ اسد در حيوان مفترس حقيقى است .
130 - نظر مصنّف در اينكه بعضى قيد « من غير تأويل » و يا على « وجه الحقيقة » را به اطّراد زدهاند چيست ؟ ( و زيادة قيد . . . فى التّبادر هنا )
ج : مىفرمايد : اگرچه قيد « من غير تأويل » و يا « على وجه الحقيقة » موجب مىشود كه اطّراد با اين قيد اختصاص پيدا كند به استعمال حقيقى لفظ در معنا ولى اين اطّراد نمىتواند علامت شناخت استعمال حقيقى از مجازى قرار گيرد . زيرا اولا : مستلزم دور بوده و جوابى را هم كه به دور در بحث تبادر داديم اينجا نمىتوانيم بدهيم . ثانيا : مستلزم تحصيل حاصل و لغويت است .
131 - دور و تحصيل حاصل در اطّراد على وجه الحقيقة و يا اطّراد من غير تأويل كه علامت حقيقت و مجاز باشد چگونه است ؟ ( ضرورة انّه مع . . . بالاطّراد او بغيره )
ج : مىفرمايد : الف - دور : وقتى قيد على وجه الحقيقه را بياوريم ، آنوقت علم به حقيقت موضوع له ، متوقّف بر اطّراد على وجه الحقيقه بوده و اطّراد على وجه الحقيقه نيز متوقّف بر علم به حقيقت موضوع له بوده و راهى هم براى رهايى از آن نيست . چرا كه نمىتوانيم بگوييم اطّراد ، متوقّف بر علم اجمالى به موضوع له است زيرا فرض بر اين است كه مستعلم بايد اطّراد على وجه الحقيقه را بداند تا از طريق آن علم به حقيقت موضوع له پيدا كند و از طرفى ، علم به حقيقت موضوع له نيز متوقّف بر اطّراد على وجه الحقيقه بوده