موجب ظهور لفظ در معنا شود كه آنوقت از باب ظهور لفظ در معنا معتبر خواهد بود .
136 - از نظر مصنّف وضع تعيينى به چند صورت انجام مىگيرد و آن را قبل از چه مسألهاى بيان مىكنند ؟ ( التّاسع انّه اختلفوا . . . لا بالقرينة )
ج : مىفرمايد : بحث از وضع تعيينى را قبل از بحث در اختلاف در ثبوت حقيقت شرعيّه بايد مطرح كرد و به دو صورت انجام مىگيرد :
1 - با تصريح به انشاء وضع : يعنى واضع ، تصريحا مىگويد : لفظ اسد را وضع كردم براى حيوان مفترس .
2 - با استعمال : به اينگونه كه متكلّم لفظى مثلا « صلاة » را كه موضوع له آن ، مطلق دعا بوده در يك معنايى ( اركان مخصوصه ) كه غير موضوع له بوده همانند معناى موضوع له استعمال مىكند و قصدش از اين استعمال نيز وضع لفظ در اين معناى جديد و اينكه لفظ فى نفسه و بدون نياز به قرينه ، حكايت از اين معناى جديد كند . يعنى هروقت لفظ صلاة به كار برده شود ، بدون نياز به قرينهاى دلالت بر اركان مخصوصه نمايد .
137 - حقيقت شرعيّه به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : يعنى شارع ، لفظى را در يك معناى جديدى كه غير از موضوع له آن لفظ بوده به وضع تعيينى ، وضع كند . مثلا مىگويد : لفظ « صلاة » را وضع كردم براى اركان مخصوصه و حال آنكه موضوع له لفظ « صلاة » مطلق دعا بوده و قبلا براى اين معنى وضع شده است .
138 - آيا در جايى كه وضع تعيينى از طريق استعمال لفظ در معناى غير موضوع له صورت گيرد نياز به قرينه مىباشد ؟ ( و ان كان . . . نصب قرينة )
ج : مىفرمايد : آرى نياز به قرينه مىباشد .
139 - نياز به قرينه در وضع تعيينى از طريق استعمال براى چيست آيا همانند قرينه در استعمالات مجازى مىباشد ؟ ( الّا انّه . . . فى المجاز فافهم )
ج : مىفرمايد : نياز به قرينه در اينجا براى دلالت بر وضع است . يعنى متكلّم قرينه