تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
متوقف برآن است عبارت از علم اجمالى به وضع و موضوع له الفاظ بوده و آنچه كه بر تبادر متوقف بوده عبارت از علم تفصيلى به وضع و موضوع له الفاظ است و نه علم اجمالى . تبادر متوقّف است بر علم اجمالى به وضع و موضوع له علم تفصيلى به وضع و موضوع له متوقّف است بر تبادر .

113 - عبارت ( هذا اذا كان المراد به التّبادر عند المستعلم و امّا اذ كان المراد به التّبادر عند اهل المحاورة فالتّغاير اوضح من ان يخفى ) به چه معناست ؟ ( هذا اذا . . . ان يخفى )

ج : مىفرمايد : « هذا » يعنى اين دور كه در ابتدا به ذهن مىآيد و جواب از اين دور وقتى است كه مراد از تبادر ، انسباق معنا به ذهن كسى كه خواهان دانستن معناى لفظ ( يعنى جاهل به وضع ) بوده ، باشد . اما اگر مراد از تبادر ، انسباق و تبادر معنا نزد اهل محاوره و آگاهان به معناى لفظ باشد ديگر در نظر ابتدايى هم دورى به ذهن نمىآيد تا احتياج به جواب داشته باشد . زيرا تبادر در نزد اهل لغت و آگاهان به وضع اين‌گونه است ؛ معنايى كه از يك لفظ براى آنان تبادر مىكند سبب علم تفصيلى براى فرد جاهل مىباشد . بنابراين نه در ظاهر دورى وجود دارد و نه در واقع تا به آن جواب داده شود . چرا كه تبادر نزد اهل لغت موقوف به علم خود آنان به وضع بوده و حال آنكه علم جاهل ، موقوف بر تبادر نزد اهل محاوره است . خلاصه آنكه علم مستعلم و جاهل ، موقوف به تبادر معنا نزد اهل محاوره بوده ولى تبادر معنا از لفظ در نزد اهل محاوره متوقّف بر علم خودشان به وضع بوده و نه متوقّف بر علم مستعلم و جاهل تا دور پيش بيايد .

114 - شكّ در مراد متكلّم و شكّ در كيفيّت مراد متكلّم در استعمال لفظ و ارادهء معنا به چه معنا بوده و چه فرقى باهم دارند ؟ ( توضيح از خارج )

ج : شكّ در مراد متكلّم : آن است كه شنونده و مخاطب معناى حقيقى و مجازى لفظى را كه متكلّم به كار برده مىداند ولى نمىداند كه متكلّم از اين لفظ كدام معنا را ارادهء كرده