تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ايستادن وضع مىكند . چنين وضعى در مفردات را وضع شخصى مىگويند . وضع نوعى : يعنى وضع هيئت مفردات به اين معنا كه واضع ، شخص لفظ را در نظر نگرفته بلكه هيئت و نقشى را كه عارض بر اين مفردات مىشود لحاظ كرده و لفظ را براى آن هيئت وضع مىكند . بنابراين وضع نوعى در مفردات عبارت از وضع نقش و موقعيتى مثل مرفوعيّت اسم ، فاعل بودن ، اسم مفعول بودن ، منصوب بودن ، تاكيد ، حصر و مانند آن بوده كه براى الفاظ مفرد پيش مىآيد . مثلا در جمله « زيد قائم » واضع مرفوعيّت را براى هر لفظى وضع مىكند كه مبتدا يا خبر و يا فاعل قرار گيرد نه اينكه مرفوعيّت را براى زيد كه در اين جمله ، مبتدا بوده وضع كرده باشد . همچنين حصر را وضع مىكند براى آن‌وقتى كه مفعول ، مقدّم بر فعل و فاعل شود و يا تاكيد را براى آنجايى كه كلمه « انّ » در كلام باشد و يا مجرور بودن را براى كلّ مضاف اليه وضع مىكند . بنابراين ، چه زيد و يا هراسم ديگرى اگر مضاف اليه قرار گيرد مجرور خواهد بود .

105 - وضع نوعى در مفردات الفاظ بر چند قسم است ؟ ( توضيح از خارج )

ج : وضع نوعى در مفردات الفاظ بر دو نوع است . 1 - وضع اعرابى در مفردات : مثل اينكه واضع بگويد ؛ هر مبتدايى مرفوع و هر مفعولى منصوب و هر مضاف‌اليهى مجرور است . 2 - وضع اسنادى و اضافات با مزايايى كه به همراه دارند : از قبيل تاكيد و حصر در مفردات ، مثل اينكه واضع بگويد ؛ هر مفعول مقدّم بر فعل و فاعل ، مفيد حصر و يا هيئت « انّ » براى تاكيد و هيئت اسم فاعل براى ذاتى كه متّصف به مبدأ اشتقاق و هيئت مفعول براى ذاتى كه فعل بر او واقع شده مىباشد .

106 - در جمله و كلام به غير از وضع شخصى و نوعى مفردات آيا وضع جداگانه‌اى نيز براى مركّبات ( مجموع آن كلمات ) وجود دارد ؟ به چه دليل ؟ ( السّادس لا وجه . . . بملاحظة وضع مفرداتها )

ج : مىفرمايد : در جملات و مركّبات مثلا در « زيد قائم » به غير از وضع شخصى و نوعى