تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

109 - تبادر ، علامت حقيقت بوده يعنى چه و چرا علامت حقيقت است ؟ ( بداهته انّه . . . لما تبادر )

ج : مىفرمايد : اينكه معنايى از لفظى بدون هيچ‌گونه قرينه‌اى به هنگام استعمال و به كار بردنش به ذهن شنونده خطور كرده و متبادر به ذهن وى شود بيانگر آن است كه اين معنا ، موضوع له و معناى حقيقى اين لفظ مىباشد . زيرا اگر لفظ براى آن معنا وضع نشده بود و اين معناى متبادر به ذهن ، معناى حقيقى و موضوع له لفظ نبود نمىبايست به مجرّد استعمال لفظ و بدون قرينه به ذهن خطور كرده و ذهن شنونده به آن منتقل مىشد .

110 - اشكال دور در تبادر به چه صورت است ؟ ( لا يقال . . . عليه لدار )

ج : مىفرمايد : اشكال شده است ؛ خطور ، انسباق و تبادر معنا به ذهن از يك لفظ ، متوقّف به علم داشتن به موضوع له آن لفظ مىباشد ، زيرا تا انسان عالم به وضع نباشد معنايى از آن لفظ به ذهن خطور نمىكند . بنابراين تبادر معنا به ذهن متوقّف بر علم به وضع و موضوع له بوده و از طرفى گفته شد ؛ تبادر ، موجب علم به وضع و موضوع له الفاظ مىشود و اين موجب دور است . زيرا تبادر متوقّف بر علم به وضع و موضوع له الفاظ بوده و علم به وضع و موضوع له الفاظ نيز متوقّف بر تبادر است .

111 - علم اجمالى ارتكازى و علم تفصيلى را توضيح دهيد ؟ ( توضيح از خارج )

ج : علم اجمالى ارتكازى : يعنى چيزى براى ما معلوم است ولى التفات به آن نداريم . مثلا آفتاب طلوع كرده و اين موضوع براى ما معلوم مىباشد ولى التفاوت و توجّه به آن نداريم . علم تفصيلى : يعنى معلوم ما كه التفاوت به آن نداشتيم به جهتى متوجّه آن شده و به آن التفاوت پيدا كنيم .

112 - جواب اشكال دور در تبادر چيست ؟ ( فانّه يقال . . . فلا دور )

ج : مىفرمايد : جواب ، آن است كه دو طرف توقّف يعنى موقوف و موقوف عليه در تبادر يكى نيست درحالىكه در دور بايد موقوف و موقوف عليه يكى باشد . زيرا آنچه را كه تبادر