تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

شرح ( پرسش و پاسخ )

103 - اگر دلالت تصديقيّهء الفاظ بر معانى تابع اراده است پس در دو صورت نبايد دلالت تصديقيّه وجود داشته باشد ، آن دو صورت كدام بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( ان قلت على . . . فى التّحقيق و التّدقيق )

ج : مىفرمايد : اشكال‌كننده مىگويد : اگر دلالت تصديقيّهء الفاظ بر معانى تابع اراده باشد ، بنابراين در دو صورت نبايد دلالت تصديقيّهء براى كلام متكلّم وجود داشته باشد . 1 - آنجايى كه متكلّم به اشتباه كلامى را بگويد ، مثلا مىخواسته بگويد ، زيد خوابيده است ( زيد نائم ) به اشتباه گفته است زيد ايستاده است ( زيد قائم ) و ما قطع داريم كه ايستادن زيد مراد او نبوده است . 2 - در جايى كه مخاطب اعتقاد دارد كه مراد متكلّم از كلامش فلان معنا بوده و حال آنكه آن معنا را متكلّم اراده نكرده است ، چرا كه در مقام تقيّه و يا از روى اضطرار و اكراه ، آن كلام را گفته است . مصنّف مىفرمايد : آرى در اين دو صورت اصلا دلالت تصديقى براى لفظ ، محقّق نبوده بلكه در اين دو صورت آنچه وجود دارد عبارت از جهالت ( متكلّم به خطا كلامى را گفته و قطع داريم آن معنا مرادش نيست ) و ضلالت ( شنونده اعتقاد دارد به معنايى از كلام متكلّم كه مرادش نبوده است ) به جاى دلالت بوده كه جاهل آن را دلالت پنداشته است .

104 - وضع شخصى و وضع نوعى در الفاظ به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )

ج : واضع وقتى الفاظ را براى معانى مفردات وضع مىكند آن را به دو نوع انجام مىدهد : 1 - وضع شخصى : يعنى وضع مفردات به اين معنا كه واضع ، شخص لفظ را در نظر گرفته و معنا را نيز لحاظ كرده و لفظ را براى آن وضع مىكند . مثلا در « زيد قائم » لفظ زاء و ياء و دالّ و يا قاف و الف و ياء و ميم را در نظر مىگيرد و معناى ذات مع التّشخّص و يا معناى ايستادن را هم كه غير از نشستن بوده لحاظ مىكند و لفظ زاء و يا و دال ( زيد ) را براى اين ذات مع التّشخّص و لفظ قاف و الف و ياء و ميم ( قائم ) را براى آن صفت خارجى يعنى