تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
فلا يجدى اصالة عدم القرينة فى احراز كون الاستناد اليه لا اليها كما قيل : كلمهء « لا يجدى » به معناى سود نبخشيدن و منظور از « الاستناد » استناد انسباق و تبادر معنا به ذهن بوده و ضمير در « اليه » به لفظ و در « اليها » به قرينه برگشته و اين عبارت جواب آنهايى است كه گفته‌اند در موردى كه شكّ داريم انسباق ، مستند به خود لفظ و يا به كمك قرينه بوده با اصالة عدم قرينه ، حكم مىكنيم كه مستند به خود لفظ بوده است . كما قيل : يعنى « چنان كه گفته شده كه با اصالت عدم قرينه حكم مىكنيم مستند به لفظ بوده است » . لعدم الدّليل على اعتبارها الّا فى احراز المراد لا الاستناد : ضمير در « اعتبارها » به اصالت عدم قرينه برگشته و منظور از « المراد » يعنى مراد متكلّم و از « الاستناد » يعنى استناد لفظ به معنا و به عبارت ديگر « كيفيّت مراد متكلّم » بوده و اين عبارت دليل بر مفيد فايده نبوده اصالت عدم قرينه براى مورد سوّم مىباشد . ثمّ انّ عدم صحّة سلب اللّفظ بمعناه المعلوم المرتكز فى الذّهن اجمالا كذلك عن معنى : كلمهء « عدم صحّة سلب » اسم براى « انّ » و خبرش « تكون » بوده و ضمير در « معناه » به لفظ برگشته و كلمهء « اجمالا » تمييز براى « المعلوم المرتكز فى الذّهن » و مشاراليه « كذلك » با تبادر بوده و جار و مجرور « عن معنى » متعلّق به « سلب اللّفظ » مىباشد . تكون علامة كونه حقيقته فيه : ضمير در « تكون » اسمش و به ( عدم صحّة سلب اللّفظ ) برگشته و مؤنّث بودنش به اعتبار خبرش « علامة » بوده ، كلمهء « تكون » با اسم و خبرش روى هم خبر براى « انّ » و ضمير در « كونه » به لفظ و در « فيه » به معنا برمىگردد . كما انّ صحّة سلبه عنه علامة كونه مجازا فى الجملة : ضمير در « سلبه » به معنا و در « عنه » و در « كونه » به لفظ برگشته و كلمهء « فى الجملة » متعلق به مجازا است . يعنى علامت مجاز بودنش اجمالا روشن است ولى مشخّص نيست آيا مجاز بودنش از باب مجاز در كلمه بوده يا مجاز ادّعايى مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 133 | حسن سيد اشرفى