تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
من تاكيد و حصر و غيرهما : ضمير در « غيرهما » به تاكيد و حصر برگشته و مثال براى تاكيد ؛ آنكه يك بار مىگوييم « زيد قائم » و يك بار مىگوييم « انّ زيدا قائم » كه « انّ » دلالت بر تاكيد دارد و وضعش به لحاظ هيئتى يعنى حرف مشبهه بالفعل بودن ، وضع نوعى است . يعنى حروف مشبهه بالفعل براى تاكيد بوده و « انّ » هم از مصاديق آن است . و براى حصر ؛ مثل آنكه بجاى « نعبدك » گفته شود « ايّاك نعبد » كه واضع به صورت نوعى گفته است « مقدّم داشتن هرچه كه حقّش مؤخّر بودن است » مفيد حصر مىباشد و اينجا « اياك » مفعول و بايد بعد از فعل بيايد ولى مقدّم شده كه به همين اعتبار مفيد حصر است . يعنى فقط « تو را مىپرستم » . بداهة انّ وضعها كذلك واف الخ : ضمير در « وضعها » به مركّبات برگشته و مشاراليه « كذلك » وضع به هيئت و موادّ داشتن مىباشد . اين بيان ناظر بر اين است كه اگر وضع جداگانه‌اى براى مركّبات بشود لغو بوده چون با وضع شخصى و نوعى براى مفردات مقصود و غرض از وضع حاصل است . به تمام المقصود منها : ضمير در « منها » به مركّبات برمىگردد . الى وضع آخر لها بجملتها : ضمير در « لها » و در « بجملتها » به مركّبات برگشته و منظور از « بجملتها » مجموع مركّب مىباشد . مع استلزامه : دليل دوّم مرحوم مصنّف بوده و ضمير در « استلزامه » به وضع جداگانه و علىحدّه براى مركّبات برمىگردد . بملاحظة وضع نفسها : ضمير در « نفسها » به مركّبات برگشته و منظور از « وضع نفسها » يعنى خود مركّب مجموعا بايد دلالت بر معنا داشته باشد مثلا زيد قائم روى هم يك دلالت داشته غير از دلالتى كه مفردات اين جملهء مركب دارد . و اخرى بملاحظة مفرداتها : ضمير در « بمفرداتها » به مركّب برگشته و منظور آن است كه « زيد قائم » علاوه آنكه مجموعا دلالت بر يك معنايى دارد به اعتبار مفرداتش هم دلالت