تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
الفاظ ، وضع صورت گرفته است .

84 - آيا اطلاق لفظ و ارادهء شخص لفظ ( خود لفظ ) صحيح است ؟ ( توضيح از خارج )

ج : از نظر مصنّف صحيح است ولى صاحب فصول آن را صحيح نمىداند .

85 - اشكالات صاحب فصول « 1 » بر عدم صحّت لفظ و ارادهء خود لفظ ( ملفوظ ) چيست ؟ ( و امّا اطلاقه . . . كما فى الفصول )

ج : مىفرمايد : دو اشكال پيش مىآيد 1 - لازم مىآيد اتّحاد دالّ و مدلول و حال آنكه دالّ و مدلول دو امر متباين و جداى از يكديگر هستند . 2 - لازم مىآيد قضيّه‌اى كه بايد مركّب از سه جزء يعنى موضوع ، محمول و نسبت بوده مركّب از دو جزء باشد .

86 - اشكال لزوم اتّحاد دالّ و مدلول در اطلاق لفظ و اراده خود لفظ چگونه است ؟ ( بيان ذلك انّه . . . لزم الاتّحاد )

ج : مىفرمايد : مثلا در قضيه « زيد لفظ » اگر از « زيد » همين زيد ملفوظ كه متكلّم آن را به زبان آورده اراده شود ، آن‌وقت اين لفظ زاء و ياء و دالّ به اعتبار اينكه از متكلم صادر شده دالّ است و به اعتبار اينكه مراد از زيد نيز همين لفظ زاء و ياء و دالّ صادره از متكلم بوده و « لفظ » را حمل برآن مىكنيم مدلول هم هست .

87 - اشكال لزوم مركّب بودن قضيه از دو جزء در اطلاق لفظ و ارادهء خود لفظ ، چگونه است ؟ ( و إلّا لزم . . . بدون المنتسبين )

ج : مىفرمايد : مثلا در قضيّهء « زيد لفظ » اگر از لفظ زيد ، همين زيد ملفوظ كه متكلم آن را به زبان آورده مقصود نباشد آن‌وقت لازم مىآيد كه اين قضيّه دو جزء بيشتر نداشته باشد چرا كه زيد در اين صورت ديگر موضوع نيست و قضيّه داراى محمول بوده ولى بدون
هامش
( 1 ) - « الفصول الغرويّة / 22 ، فصل قد يطلق اللّفظ الخ » .