نداشته بلكه پسنديده بودن آن در نزد عرف ملاك صحّت استعمال بوده روشن مىشود كه صحّت استعمال به دليل وضع نبوده بلكه به دليل طبع و ذوق عرف مىباشد .
79 - مصنّف چه نوع استعمالات ديگرى را همانند استعمال لفظ در معناى مجازى مىداند ؟ ( و الظّاهر انّ . . . الى تفصيله )
ج : مىفرمايد : از مواردى كه صحّت استعمال لفظ در معناى غير موضوع له آن به استحسان عرف بوده و نه به وضع واضع آنجايى است كه لفظ را استعمال كنيم و ارادهء نوع ، صنف و يا مثل از آن لفظ شود .
80 - استعمال لفظ و ارادهء نوع ، صنف و يا مثل از آن چگونه است ؟ ( الرّابع لا شبهة . . . شخص القول )
ج : مىفرمايد :
1 - استعمال لفظ و ارادهء نوع : مانند آنكه گفته شود : « ضرب فعل ماض » و از لفظ « ضرب » در اين عبارت اراده شود هر كلمهاى كه بر وزن « فعل » و از هر مادّهاى كه باشد . مثلا از مادّهء علم ، جلوس و مانند آن باشد .
2 - استعمال لفظ و ارادهء صنف : مانند آنكه گفته شود : « زيد » در « ضرب زيد » فاعل است . و از « زيد » در اين عبارت همين زيد در كلام نباشد بلكه مراد هر اسمى باشد همانند زيد كه اگر در كلام بعد از فعل قرار گيرد و فعل قائم به او باشد چنين اسمى فاعل است .
3 - استعمال لفظ و ارادهء مثل : مثلا گفته شود : « ضرب » فعل ماضى است و از لفظ ضرب اراده شود در هرجا و هر جملهء ديگرى ، لفظى مركّب از ضاد و راء و باء و بر وزن فعل باشد آنهم فعل ماضى است . مثلا گفته شود : « ضرب فعل ثلاثى » كه در اينجا نيز « ضرب » فعل ماضى است چون مثل ضرب در كلام قبل مىباشد .
81 - پس چه فرقى ميان استعمال لفظ و اراده نوع با استعمال لفظ و اراده مثل مىباشد چرا كه مثال هر دو يكى است ؟ ( او مثله . . . فيما اذا قصد )
فرقشان به اعتبار قصد است اگر از « ضرب » قصد نوع شود آنوقت استعمال لفظ و ارادهء