نوع شده و اگر قصد مثل شود آنوقت استعمال لفظ و ارادهء مثل شده است . بههمينجهت هم بود كه مصنّف در عبارتش مىفرمود ( او مثله كضرب فى المثال فيما اذا قصد ) يعنى وقتى از ضرب در مثال ، قصد مثل شود و نه قصد نوع .
82 - با مثال توضيح دهيد آيا اطلاق لفظ مهمل و اراده نوع ، صنف و يا مثل از آن صحيح است ؟ ( توضيح از خارج )
ج : مىفرمايد : آرى صحيح است .
1 - اطلاق لفظ مهمل و ارادهء نوع : مثل اينكه گفته شود ( ديز لفظ مهمل ) يعنى از لفظ « ديز » ارادهء شود هر لفظ مغلوبى از هر مادّهء ديگرى كه باشد آنهم ، لفظ مهمل است .
2 - اطلاق لفظ مهمل و ارادهء مثل : مثلا گفته شود : ( ديز لفظ مهمل ) و از لفظ « ديز » اراده شود در هرجا و هر جملهء ديگرى ، لفظى مركّب از دالّ و ياء و زاد و بر اين وزن بود آنهم لفظ مهمل است . مثلا گفته شود ( ديز اسم ثلاثى ) كه « ديز » در اين جمله نيز مثل « ديز » در جمله ( ديز لفظ مهمل ) لفظ مهمل است .
3 - اطلاق لفظ مهمل و ارادهء صنف : مثلا گفته شود ( ديز فى ضرب ديز فاعل ) و مقصود از « ديز » در اين عبارت همين « ديز » در كلام نباشد بلكه مقصود هر لفظى بوده كه بعد از فعل قرار گرفته و فعل قائم به او بوده چنين لفظى فاعل است .
83 - مصنّف صحّت اطلاق لفظ مهمل و اراده نوع ، صنف و مثل از آن را دليل بر چه مىداند ؟ ( و قد اشرنا الى . . . كما ترى )
ج : مىفرمايد : دليل بر اين مىداند كه صحّت اطلاق لفظ و ارادهء معناى غير موضوع له مانند معانى مجازى به دليل ذوق و استحسان عرف است و نه وضع واضع . در اينجا نيز مىبينيم كه اطلاق لفظ مهمل و ارادهء نوع ، صنف و مثل از آن به استحسان عرف و طبع است چرا كه اگر صحّت اين اطلاق را به وضع واضع و اجازه او بدانيم بايد قائل به وضع در مهملات شويم و حال آنكه احدى قبول ندارد كه لفظ مهمل ، موضوع بوده و براى اين