تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 998

مساهمون:

ص٩٩٨

شرح ( پرسش و پاسخ )

452 - نهى در كدام يك از انحاء چهارگانهء تعلّق نهى به عبادت ، موجب فساد است و چرا ؟ ( و الحقّ انّ . . . هو مبعّد معنى ) ج : مىفرمايد : حقّ در مسئله ، آن است كه نهى در عبادت اعمّ از اينكه تعلّق بگيرد به خود عبادت يا به جزء يا به شرط و يا به وصف عبادت ، مقتضى فساد است . به دليل تمانع و جدايى كه بين عبادتى كه مقصود ، تقرّب جستن با آن به خداوند و رضايت او بوده و بين نهى از آن عبادت كه عصيانش موجب بعد از خداوند و موجب غضب او مىباشد . بنابراين ، مستحيل است تقرّب جستن به مولى با عملى كه مبغوض او و موجب غضب او مىباشد . چنان كه مستحيل است تقرّب جستن به مولى با عملى كه مشتمل بر جزء مبغوض يا شرط مبغوض و يا وصف ملازم مبغوض باشد . « 1 » خلاصه آنكه ؛ مقصود از قرب و بعد جستن به مولى در عبادت ، قرب و بعد معنوى بوده كه شبيه به قرب و بعد مكانى است . حال ، همان‌طور كه نمىتوان با چيزى و عملى كه دوركننده از مكان مقصود بوده به آن مكان نزديك شد ، همين‌طور با عملى كه مبغوض مولى و مبعّد از او بوده نمىتوان تقرّب معنوى پيدا كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) - زيرا گفته شد ؛ مستلزم اجتماع نقيضين يعنى اجتماع كراهت و محبوبيّت در نفس مولى بوده كه محال است . ( 2 ) - مثلا از راهى كه به طرف مقصد ما مثلا تهران نبوده بخواهيم به تهران برويم ، به آن نمىرسيم و يا سوار بر مركبى شويم كه به آن طرف نمىرود بلكه به عكس يا به مسير ديگرى مىرود ، به مقصد نمىرسيم . حال در عبادات به معناى اخصّ كه قصد قربت در آن شرط بوده ، نمىتوان با عبادتى كه منهى عنه و مبغوض مولى بوده يا مشتمل بر شرط مبغوض يا جزء مبغوض يا وصف ملازم مبغوض بوده ، تقرّب به مولى جست . يعنى نمىتوان با عملى كه مبغوض و يا مشتمل بر مبغوض بوده ، قصد قربت كرد .