تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
مناقشات و اشكالاتى بوده كه اين كتاب گنجايش ذكر آنها را نداشته و نيازى هم به ذكر آنها با توجه به بيان و تقريرى كه داشتيم نيست . مصنّف در ادامه مىفرمايد : بياناتى كه در خصوص مقتضى بودن نهى ، بر فساد عبادت در هر چهار قسم متعلّق عبادى نهى گفته شد ؛ در خصوص نهى نفسى تحريمى بوده كه اكثر علماء نيز قائل به آن مىباشند . 454 - نظر مصنّف در خصوص نهى تحريمى غيرى مقدّمى چه بوده « 1 » و سخن ديگران با دليلشان در اين خصوص چيست ؟ ( امّا النّهى الغيرىّ . . . من التّقرّب به ) ج : مىفرمايد : اقتضاى نهى تحريمى غيرى مقدّمى بر فساد منهى عنه عبادى همچون نهى تحريمى نفسى بوده و هيچ فرقى باهم نداشته « 2 » و سابقا نيز در بحث ضدّ اين مطب را گفته‌ايم . ولى بعضى از بزرگان از مشايخ « 3 » ما بين نهى تحريمى نفسى با نهى تحريمى غيرى مقدّمى فرق گذاشته و فرموده‌اند : از آنجا كه اوّلا : هر عمل عبادى ، رجحان و محبوبيّت ذاتى دارد . « 4 » و ثانيا : نهى غيرى مقدّمى ، كاشف از مفسده و مبغوضيت ذاتى در منهى
هامش
- عبادت مشتمل بر مبعّد نمىتوان تقرّب به مولى جست به يكى از تعليلات يادشده تمسّك كرد و گرنه ، دليل شما عين مدّعا خواهد بود . ( 1 ) - مثلا امر به ازالهء نجاست « ازل النّجاسة » دلالت بر نهى از ضدّ خاصّش مىكند . حال اگر ضدّ خاصّش ، عملى عبادى مثلا نماز باشد ، نماز به لحاظ ضدّ خاصّ بودن براى ازالهء نجاست ، منهى عنه مىباشد . حال اگر فردى ازالهء نجاست نكرد و مشغول نماز شد ، آيا نمازش باطل است به جهت نهى غيرى تعلّق گرفته به آن ، يا باطل نيست ؟ يعنى نهى غيرى نيز موجب فساد منهى عنه مىباشد يا خير ؟ ( 2 ) - زيرا نهى چه نفسى و چه غيرى بودنش ، كاشف از مبغوضيّت و مبعّديّت از مولى بوده و با عمل مبغوض و مبعّد نمىتوان تقرّب به مولى جست . ( 3 ) - محقّق نائينى در « اجود التقريرات 2 / 387 » و « فوائد الاصول 2 / 456 » . ( 4 ) - مثلا نماز ، قبل از آنكه ضدّ عبادى خاصّ براى ازالهء نجاست قرار بگيرد ، داراى مصلحت ذاتيه بوده كه امر به آن تعلّق گرفته و مولى فرموده است : « اقاموا الصّلاة » .