كلّى صلاة متعلّق امر قرار گرفته و امر فعلى دارد ولى نماز زن حائض به عنوان فردى از افراد طبيعت كلّى صلاة ، امر فعلى ندارد ، چون متعلّق نهى قرار گرفته است . « 1 »
مصنّف در ادامه مىفرمايد ؛ نهى تعلّق گرفته به عبادت به چهار صورت مىتواند باشد .
448 - نحوهء اوّل نهى از عبادت چگونه است ؟ ( احدها ان يتعلّق . . . الحائض و النّفساء )
ج : مىفرمايد : اينكه نهى به اصل و پيكرهء عبادت تعلّق بگيرد . يعنى پيكره و ذات عمل ، منهى عنه باشد . مثل نهى از اصل روزه گرفتن در عيد فطر و عيد قربان ، و نهى از اصل روزه به نيّت وصال . يعنى فردى دو يا سه روز را پشت سر هم با يك نيت و با يك سحرى و يك افطار روزه بگيرد . از چنين روزهاى نهى شده است . يا نهى از اصل نماز زن حائض كه شارع فرموده است : « دع الصّلاة ايّام اقرائك » يا نهى از نماز زنى كه نفساء بوده يعنى وضع حمل كرده است .
449 - نحوهء دوّم نهى از عبادت چگونه است ؟ ( ثانيها ان يتعلّق . . . فى الصّلاة )
ج : مىفرمايد : آن است كه نهى به پيكره و اصل عبادت تعلّق نگيرد بلكه به جزئى از اجزاء آن عبادت تعلّق بگيرد . مثل تعلّق نهى به قرائت سورهء سجدهدار در نماز . چرا كه قرائت ، يكى از اجزاء نماز بوده و نه تمام نماز .
450 - نحوهء سوّم نهى از عبادت چگونه است ؟ ( ثالثها ان يتعلّق . . . او المتنجّس )
ج : مىفرمايد : آن است كه متعلّق نهى يا شرطى از شروط خود عبادت يا شرطى از اجزاء عبادت باشد . مثلا مولى بفرمايد : « لا تصلّ باللّباس المغصوب » يا « لا تصلّ باللّباس المتنجّس » كه در اينجا نهى به شرط خود عبادت و نماز كه طهارت و مباح بودن لباس بوده تعلّق گرفته است . يا بفرمايد : « لا تسجد باللّباس المتنجّس » كه نهى به شرط جزء نماز كه
هامش
( 1 ) - بنابراين ، تعبير صحيح آن است كه در عنوان مسئله گفته شود ؛ نهى از عملى كه عبادت بوده آيا موجب فساد آن عمل مىشود يا نه ؟