سجده بوده تعلّق گرفته است . چرا كه سجده ، ركوع و غيره ، جزء نماز بوده و نه اصل نماز و عبادت .
451 - نحوهء چهارم متعلّق نهى و يا تعلّق نهى به عبادت چگونه است ؟
( و رابعها ان . . . موضع الجهر )
ج : مىفرمايد : اينكه نهى ، تعلّق بگيرد به عملى كه آن عمل ، صفت براى خود عبادت يا صفت براى جزء عبادت باشد . مثلا مولى بفرمايد : « لا تشرب الخمر فى صلاتك » در اينجا شرب خمر ، نه جزء و نه شرط براى عبادت است . بلكه شرط خمر صفتى است براى عملى كه ملازم با نماز يعنى اركان و اكوان مخصوصه مىباشد . يا مولى نهى از جهر به قرائت در نماز ظهر كند چنان كه نهى از اخفات به قرائت در نماز صبح كند . حال آنكه ؛ جهر و اخفات ، نه شرط براى نماز بوده و نه جزء براى نماز مىباشد . بلكه جهر و اخفات از صفات قرائت كه جزء براى نماز بوده مىباشند . يعنى قرائت يا متّصف به جهر و يا متّصف به اخفات مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 987
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٩٨٧