تكن » و ضمير « هى » به طبيعت و ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى عبادت و ضمير در « كانت » و در « شأنها » و در هر دو « بها » به ماء موصوله به معناى عبادت برمىگردد .
بالعبادة هنا هى الوظيفة . . . لو شرعها . . . لشرعها . . . بها . . . بها امر الخ : ضمير « هى » به عبادت و هر دو ضمير مفعولى در « شرعها » و « لشرعها » و در هر دو « بها » به وظيفه و ضمير فاعلى در « لشرعها » به شارع برمىگردد .
يتصوّر . . . احدها ان يتعلّق . . . و ثانيها ان يتعلّق بجزئها : ضمير نايب فاعلى در « يتصوّر » به نهى و در « احدها » و « ثانيها » به انحاء و در هر دو « ان يتعلّق » به نهى و در « بجزئها » به عبادت برمىگردد .
و ثالثها ان يتعلّق بشرطها . . . جزئها . . . و رابعها ان يتعلّق . . . لها او لجزئها الخ : ضمير در « ثالثها » و « رابعها » به انحاء و در هر دو « ان يتعلّق » به نهى و همهء ضمائر مؤنّث ديگر به عبادت برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
445 - بيان مصنّف در مبحث اوّل در خصوص محلّ نزاع در نهى در عبادت چيست ؟
( المبحث الاوّل . . . تعلّق النّهى به )
ج : مىفرمايد : عبادات به دو دسته مىباشند :
الف : عبادات به معناى اخصّ : يعنى عباداتى كه بايد به قصد قربت اتيان شده و شرط صحّت آنها ، قصد قربت مىباشد . به بيان ديگر ، وظايف و اعمالى كه شارع آنها را براى تقرّب به خودش جعل كرده است .
ب : عبادات به معناى اعمّ : اعمال و وظايفى است كه قابليّت عبادت واقع شدن را دارند .
يعنى اعمالى هستند كه اگر قصد قربت در آنها بشود ، به نحو عبادت واقع مىشوند ولى صحّت آنها ، مشروط به قصد قربت نمىباشد . مثل شستن لباس براى نماز به جهت امتثال امر در « اغسل ثوبك للصّلاة » و يا شستن بدن براى نماز اگر بدون قصد قربت