الف : گروهى كه اين ملازمه عقليّه را ملازمهء عقليّهء محضه يعنى از نوع بيّن بالمعنى الاعمّ يا غيريين مىدانند .
ب : گروهى كه اين ملازمهء عقليّه را التزاميّهء لفظيّه يعنى از نوع بيّن بالمعنى الاخصّ مىدانند .
2 - قائلين به عدم اقتضاء : يعنى قائل به ملازمهء عقليّه بين نهى از شىء با فساد منهى عنه نمىباشند .
يا مىتوان چنين تعبير كرد : نزاع ، رجوع مىكند به اينكه آيا عقلا بين صحيح بودن يك شىء با منهى بودنش ممانعت و تنافى هست يا نه و اينكه آيا اين دو قابل جمع مىباشند ؟
يعنى عقلا يك چيزى مىتواند هم منهى عنه باشد و هم صحيح يا نمىتواند چنين باشد ؟ « 1 »
خلاصه آنكه ؛ چون بحث از ملازمه و عدم ملازمه بوده ، مسئله داخل در بحث ملازمات عقليّه مىشود كه ما نيز چنين كرديم .
مصنّف در پايان مىفرمايد : از آنجا كه اختلاف اقوال در اين مسئله بسيار بوده و در هريك از عبادت و معامله جريان دارد ، بههمينجهت ، اصوليون اين بحث را در دو موضع عبادات و معاملات منعقد كرده « 2 » و شايسته است بحث را در هريك به نحو مستقل بررسى كنيم .
هامش
( 1 ) - توضيحش در پاورقىهاى سوّمين پرسش و پاسخ بخش قبلى گذشت .
( 2 ) - در دو مبحث جداگانه بايد ذكر شود ، زيرا حكم هريك و ادلّهء آن متفاوت است .