الف : معناى صحّت عبادت : عبارت از عملى است كه مطابق با مأمور به باشد به لحاظ تمام بودن اجزاء و شرائط آن عمل . و معناى فساد عبادت ، عبارت از عملى است كه مطابق با مأمور به نباشد از جهت ناقص بودن اجزاء و شرائط آن عمل . « 1 »
حال ، لازمهء مطابق نبودن عبادت با مأمور به ، ساقط نشدن امر و ساقط نشدن اداء و قضاء است . « 2 »
ب : معناى صحّت معامله : معاملهاى است كه همهء اجزاء و شرائط معتبر در آن را داشته باشد . و معناى فساد معامله ، آن است كه بعضى از اجزاء و شرائط را نداشته باشد . « 3 »
حال ، لازمهء مطابق نبودنش با اجزاء و شرائط معتبر در معامله ، آن است كه اثرى كه بر اين معامله مترتّب مىشود ، مترتّب نشود . مثل نقل و انتقال كه اثر در عقد بيع يا اجارهء صحيح بوده و مثل علقهء زوجيّت در عقد نكاح صحيح و مانند آن مىباشد . لازمهء فاسد بودن معامله نيز عدم ترتّب آثار يادشده مىباشد . « 4 »
443 - با توجه به اينكه نواهى ، نيازمند به متعلّق بوده ، متعلّق نهى در اينجا و در بحث دلالت نهى بر فساد ، هر عملى بوده يا خير و آيا اختصاص به عبادت داشته يا شامل عبادت و معامله مىشود ؟ ( 4 - متعلّق النّهى . . . ينسب الى بعضهم )
ج : مىفرمايد : متعلّق نهى به دو دسته مىباشند :
الف : متعلّقهايى كه دو وجه مىتوانند داشته باشند . و به عبارت ديگر ، قابل اتّصاف به صحّت و فساد خواهند بود . « 5 » مثل نماز و معامله و عقد بيع و ساير عقود .
هامش
( 1 ) - يعنى صحّت و فساد عبادت در نزد اصوليّون .
( 2 ) - يعنى صحّت و فساد عبادت در نزد فقهاء .
( 3 ) - يعنى صحّت و فساد معامله در نزد اصوليّون .
( 4 ) - يعنى صحّت و فساد معامله در نزد فقهاء .
( 5 ) - زيرا گفته شد ؛ صحّت و فساد از قبيل عدم و ملكه بوده و اطلاق فساد بر عملى وقتى معنا دارد كه قسم صحيح نيز داشته باشد تا بحث شود تعلّق نهى به آن موجب فساد آن مىشود يا نه ؟