تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 971

مساهمون:

ص٩٧١
نسبت داده شده است ( اختصاص مسئله به عبادت ) به بعضى از ايشان ( اصوليّون ) . و وقتى روشن شد مقصود از كلماتى كه وارد شده‌اند ( كلمات ) در عنوان ، روشن مىشود مقصود از نزاع و محلّ آن ( نزاع ) در اينجا ( دلالت نهى بر فساد ) ، پس همانا اين ( نزاع ) رجوع مىكند به نزاع در ملازمهء عقليّه بين نهى از شىء و فساد آن ( شىء ) ، پس شخصى كه قائل باشد ( شخص ) به اقتضاء ، پس همانا قائل مىباشد ( شخص ) به اينكه همانا نهى ، مستلزم است ( نهى ) عقلا فساد متعلّقش ( نهى ) را ، و گاهى قائل مىشود ( قائل به اقتضاء ) با وجود اين ( استلزام بين نهى و فساد متعلّق ) به اينكه همانا لفظ دلالت‌كننده بر نهى ، دلالت‌كنندهء بر فساد منهى عنه است به دلالت التزاميّه . و شخصى كه قائل است ( شخص ) به عدم آن ( اقتضاء ) همانا قائل است ( شخص ) به اينكه همانا نهى از شىء ، مستلزم نيست ( نهى از شىء ) عقلا فساد آن ( شىء ) را . يا بگو : همانا نزاع در اينجا ( دلالت نهى از شىء بر فساد متعلّق ) رجوع مىكند ( نزاع ) در وجود ممانعت و منافرت داشتن عقلا بين بودن شىء ، صحيح و بين بودن آن ( شىء ) منهى عنه ، يعنى همانا آيا اينجا ( بين صحيح بودن و منهى عنه بودن شىء ) ممانعتى است از جمع بين صحيح بودن شىء و نهى از آن ( شىء ) يا نه ؟ و براى همين رجوع نزاع به ممانعت و منافرت عقلى ) داخل مىشود اين مسئله در بحث ملازمات عقليّه ، چنان كه انجام داديم . و وقتى باشد بحث مختلف باشد ( بحث ) اختلاف بسيارى در هريك از عبادت و معامله ، منعقد كرده‌اند ( اصوليّون ) بحث را در دو موضع : عبادت و معامله ، پس شايسته است بحث از هريك از اين دو ( عبادت و معامله ) به نحو مستقلّ در دو مبحث .

نكات دستورى و توضيح واژگان

3 - الفساد . . . و المراد منها ما يقابل الصّحّة تقابل : يعنى « الامر الثّالث الفساد الخ » و ضمير در « منها » به كلمه و در « يقابل » به ماء موصوله به معناى معنا برگشته و كلمهء « تقابل » مفعول مطلق نوعى به جهت اضافه شدنش مىباشد .