كلمهء دلالت ، كلمهء اقتضاء را آورده است . « 1 » و ما اگر چنين نكرديم به جهت تبعيّت از قدماء بوده كه عادتشان بر ذكر كلمهء دلالت در عنوان مسئله بوده است .
439 - توضيح مصنّف در خصوص كلمهء « نهى » چه بوده و مقصود از « نهى » آيا نهى تحريمى يا تنزيهى و همچنين نهى نفسى يا غيرى بوده و يا اعمّ از اينها مىباشد ؟
( 2 - النّهى انّ . . . صنع صاحب الكفاية )
ج : مىفرمايد : ظهور وضعى : متبادر از كلمهء نهى چنان كه در جزء اوّل نيز گذشت ، آن است كه ظهور در خصوص حرمت دارد ولى نه به دلالت وضعى بلكه به مقتضاى حكم عقل . امّا خود كلمهء نهى به لحاظ وضع هم شامل نهى تحريمى و هم نهى تنزيهى يعنى كراهت مىشود . زيرا نهى در لغت براى نسبت زجريّه وضع شده و نسبت زجريّه اعمّ از آن است كه تحريمى بوده يا تنزيهى و كراهتى باشد . از طرفى در عنوان مسئله نيز فقط كلمهء نهى آمده كه گفته شد ؛ به لحاظ وضع ، شامل هر دو نهى تحريمى و تنزيهى بوده و قرينهاى كه عقلا مقتضى ظهور اين كلمه در حرمت بوده در عنوان مسئله نيست . بنابراين ، اشكالى ندارد كه كلمهء نهى در عنوان را تعميم داده و شامل هريك از دو نهى دانست . خصوصا بعد از آنكه نزاع در هريك از اين دو واقع شده است .
ظهور اطلاقى : اگرچه ظهور اطلاقى نهى ، در نهى نفسى بوده و نه غيرى چرا كه نهى غيرى محتاج قرينه و بيان زائد است . ولى با توجه به اينكه نزاع در اينجا نيز در هر دو قسم نهى واقع شده ، سزاوار است كه كلمهء نهى در عنوان را تعميم به هر دو نهى نفسى و غيرى داد .
بنابراين ، مقصود از كلمهء نهى در عنوان مسئله شامل نهى تحريمى و تنزيهى و نهى
هامش
( 1 ) - زيرا اقتضاء به معناى استلزام عقلى است . حال چه عقل اين لازم را از لفظ ادراك كند يا از غير لفظ و به جهت ملازمهء عقلى ادراك كند .