436 - بنابراين ، مراد از دلالت ، خصوص كدام دلالت بوده و مقصود از نزاع چيست ؟
( و عليه فيكون . . . قسم الملازمات العقليّة )
ج : مىفرمايد : بنابراين ، مقصود از دلالت در عنوان بحث ، دلالت عقليّه بوده و مقصود از نزاع نيز اقتضاى عقلى طبيعت نهى از شىء بر فساد منهى عنه مىباشد . پس در نهى ، شرط نيست كه مستفاد از دليل لفظى باشد . « 1 » بلكه در حقيقت ، نزاع در ثبوت ملازمهء عقلى بين نهى از شىء با فساد منهى عنه « 2 » يا ثبوت ملازمه از ممانعت و منافرت عقلى بين نهى از شىء و صحيح بودن منهى عنه مىباشد « 3 » كه فرقى بين اين دو تعبير نيست . « 4 » به دليل همين ملازمهء عقلى داشتن يا نداشتن بوده كه ما اين مسئله را در قسم ملازمات عقليّه ذكر كردهايم .
437 - آيا ملازمه بين نهى از شىء با فساد منهى عنه ، هميشه ملازمهء عقليّه بوده تا داخل در مباحث عقلى و ملازمات عقليّه شود يا مقصود از دلالت ، اعمّ از دلالت عقليّه و لفظيّه مىباشد ؟ ( نعم قد يدّعى . . . الدّلالة اللّفظيّة و العقليّة )
ج : مىفرمايد : آرى ، بعضى ادّعا كردهاند اگر نهى از شىء ، ملازمهء با فساد منهى عنه نيز داشته باشد ، ملازمهاش از نوع بيّن بالمعنى الاخصّ بوده « 5 » و در نتيجه ؛ لفظى كه
هامش
( 1 ) - يعنى لازم نيست دليل لفظى بگويد : « لا تصلّ » يا « لا تصم يوم الفطر » بلكه اگر اجماع يا عقل چيزى را حرام بداند نيز بحث مىشود كه آيا نهى ، مقتضى فساد منهى عنه مىباشد يا نه ؟
( 2 ) - به بيان ديگر ؛ تعبير به دلالت ، تعبير مسامحهاى است . بلكه بايد گفته شود : آيا بين نهى از شىء با فساد آن شىء ، ملازمهء عقلى هست يا ملازمهء عقلى نمىباشد ؟
( 3 ) - ممانعت و منافرت يعنى جدايى و دورى . بنابراين ، بحث است كه آيا عقل بين نهى از شىء با صحّت آن شىء ، جدايى و دورى مىبيند يا جدايى و دورى نمىبيند ؟
( 4 ) - چون در هر دو تعبير ، بحث از ملازمهء عقلى است .
( 5 ) - توضيح لزوم بيّن بالمعنى الاخصّ و لزوم بيّن بالمعنى الاعمّ و لزوم غير بيّن قبلا در بحث ضدّ و غيره مشروحا گذشت .