تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
435 - توضيح كلمهء « دلالت » كه در عنوان بحث آمده چيست ؟ « 1 » ( 1 - الدّلالة فانّ . . . المتأخّرون من الاصوليّين ) ج : مىفرمايد : ظهور كلمهء « دلالت » در دلالت التزاميّهء لفظيّه بوده « 2 » و شايد به خاطر همين ظهور بدوى لفظ « دلالت » بوده كه بعضى از اصوليّون ، اين مسئله را در مباحث الفاظ قرار داده‌اند . « 3 » ولى معروف ؛ آن است كه مقصودشان همان معناى كلمهء « اقتضاء » كه ظهور در استلزام عقلى داشته مىباشد . به دليل آنچه كه از مباحث آنان در خصوص مسئله و اقوال در آن فهميده مىشود « 4 » خصوصا در نزد متأخّرين از اصوليّون .
هامش
( 1 ) - زيرا در منطق گفته شد ؛ دلالت بر سه قسم است : الف : دلالت لفظى . ب : دلالت عقلى . ج : دلالت طبعى دلالت طبعى كه قطعا مقصود در اصول نمىباشد . بنابراين ، كلمهء « دلالت » كه در عنوان مسئله آمده مىتواند منظور از آن ، دلالت لفظى يا دلالت عقلى باشد . پس بايد مقصود از آن را روشن كرد . ( 2 ) - يعنى آنانى كه مسئلهء دلالت نهى بر فساد را از دلالت لفظيه دانسته‌اند ، از باب دلالت التزاميّهء لفظيّه مىدانند و نه دلالت مطابقى يا تضمّنى . ( 3 ) - چنان كه محقّق قمى در « قوانين الاصول 1 / 135 » و صاحب معالم در « معالم الدّين / 104 » و صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 120 » و محقّق خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 282 » آن را در مباحث نواهى آورده‌اند . ولى بايد گفت : ذكر اين مسئله در مباحث نواهى به اين جهت كه همه آن را از مباحث الفاظ دانسته باشند نيست . زيرا صاحب كفايه ؛ تصريح دارند كه بحث در مسئله ، اعمّ از دلالت لفظيّه و عقليّه بوده و حتّى توجيهى براى اينكه عدّه‌اى آن را از مباحث الفاظ آورده‌اند ذكر مىكند . بلكه قدماء ، اصلا باب مستقلّى براى مباحث عقلى منعقد نكرده‌اند و هر مسئلهء عقلى را با توجه به تناسبى كه با هريك از مباحث لفظى داشته به دنبالهء آن آورده‌اند . مثلا بحث مقدّمهء واجب و اجزاء را به دنبال مباحث امر آورده‌اند . ( 4 ) - يعنى وقتى به دليل و استدلالشان نسبت به نفى دلالت يا اثبات دلالت نهى بر فساد مراجعه مىشود ، ملاحظه مىشود كه همين بحث ملازمه داشتن و ملازمه نداشتن را مطرح مىكنند . ضمن آنكه بعضى از اقوال ، تصريح به ملازمهء عقلى داشتن نهى بر فساد دارد .