تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
37 - آيا معناى لذّت و الم يا به تعبير قوشچى مصلحت و مفسده ، مورد نزاع اشاعره مىباشد ؟ ( و هذا المعنى من . . . و لم يفهم كلامهم ) ج : مىفرمايد : اشاعره در اين معنا از حسن و قبح نيز همانند قبلى نزاع ندارند . بلكه حسن و قبح به معناى لذّت و الم نيز عقلى و از امورى است كه عقل بدون نياز به خطاب شارع آنها را درك مىكند . شخصى كه توهّم كند نزاع بين اشاعره و عدليّه در اين معنا از حسن و قبح بوده ، مرتكب زورگويى و بىعدالتى در گفتار شده و كلام آنان را نفهميده است . « 1 » 38 - معناى سوّم از حسن و قبح چيست ؟ ( ثالثا : انّهما يطلقان . . . او ينبغى تركه ) ج : مىفرمايد : حسن و قبح در كاربردى كه دارند گاهى به معناى مدح ( ستايش ) و ذمّ
هامش
- قبح نيز نمىشوند و حال آنكه توضيح داده شد ؛ هيچ فعلى نيست كه ملائم بالفعل يا ناملائم بالفعل نباشد ولى در آينده باشد . مثلا آب خوردن معمولى يا نگاه كردن به يك منظره اگر بالفعل داراى ملائمت يا ناملائمت نباشد چگونه مىتواند در آينده موجب ملائمت يا منافرت شود ؟ در مصلحت و مفسده به معناى بايسته بودن و نبايسته بودن و به بيان ديگر به اعتبار مصلحت كه موجب وجوب و استحباب يا مفسده كه موجب حرمت و كراهت بوده مىتوان تصوّر امرى را كرد كه نه مصلحت دارد و نه مفسده . همچون امور مباح مثل آب خوردن ، خوابيدن و غيره . خلاصه آنكه حسن و قبح به معناى مصلحت و مفسده يعنى ملاك وجوب يا استحباب و حرمت يا كراهت مىباشد . زيرا در اين صورت است كه فعلى نه ملاك وجوب دارد و نه ملاك حرمت و از امور مباحه مىباشد . و همين معناست كه موجب اختلاف و اعتراض ايشان در توانايى عقل به ادراك آن بدون اعتبار شارع مىباشد . ( 1 ) - البتّه گفته شد ؛ تعبير قوشچى از حسن و قبح به مصلحت و مفسده غير از تعبير از حسن و قبح به معناى ملائم بودن و ناملائم بودن با نفس مىباشد . ولى همان‌طور كه مصنّف فرموده‌اند : حسن امور ملائم با نفس و قبح امور ناملائم با نفس از امورى نيست كه متوقّف خطاب شارع باشد . مثلا هر عاقلى كار ملائم با نفس را حسن و كار ناملائم با نفس را قبيح مىشمارد به گونه‌اى كه گفته شد ؛ عقل حتّى به ملائمت و منافرت گذرا توجه نكرده و گاه امور را به اعتبار آثار آينده‌اش متّصف به حسن و قبح به معناى ملائمت و منافرت مىكند ، بنابراين ، اشاعره نيز درك از حسن و قبح امور به معناى ملائم بودن يا ناملائم بودن را عقلى مىدانند .