تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه الف : يك فعل گاهى به هر سه معنا داراى حسن و قبح مىباشد . مثل تعلّم ، احسان و حلم . چرا كه اين امور هم كمال براى نفس و هم ملائم و خوشايند نفس به اعتبار نفع و مصلحتى كه داشته بوده و هم از افعال بايسته و شايستهء انجام دادن در نزد عقلاء مىباشد . ب : گاهى يك فعل به لحاظ يكى از معانى حسن و قبح ، فعلى حسن ولى قبيح يا غير حسن به معناى ديگر مىباشد . مثلا غناء امرى حسن به معناى ملائم و خوشايند نفس
هامش
- مىپردازد . زيرا مىفرمايد : « فعل واحد گاهى حسن مىباشد الخ » . بنابراين منظورشان از « حلم » نيز تحلّم مىباشد . مصنّف به صورت كلّى به بيان نسبت پرداخته‌اند . بنابراين ، توضيح منقّح آن بيان مىشود تا تطبيق صورت گيرد : الف : نسبت حسن و قبح افعال به معناى سوّم با معناى دوّم ، عامّ و خاصّ مطلق است . هر فعل بايستنى مثل تعلّم ، عدالت ورزيدن ، راستگويى ، ملائم نفس نيز مىباشد چنان كه هر فعل نبايستنى مثل ظلم كردن و دروغگويى ، ناملائم با نفس نيز مىباشد . ولى هر فعل ملائم با نفس مثل غناء ، آن‌گونه نيست كه بايستنى نيز باشد بلكه بعضى از افعال ملائم با نفس ، بايستنى نيز مىباشد . چنان كه هر فعل غير ملائم با نفس مثل تحمّل مشقّت و حرمان براى طلب علم ، آن‌گونه نيست كه نبايستنى نيز باشد بلكه بعضى از افعال غير ملائم ، نبايستى نيز مىباشند . ب : حسن و قبح افعال به معناى سوّم نسبت تساوى با معناى اوّل دارد . هر فعل بايستنى كمال براى نفس بوده و بالعكس چنان كه هر فعل نبايستنى نقصان براى نفس بوده و بالعكس يعنى هر فعلى كه نقصان نفس باشد ، نبايستنى نيز مىباشد مثل تعلّم ، احسان ، راستگويى و غيره . ج : حسن و قبح به معناى اوّل با معناى دوّم عامّ و خاصّ مطلق مىباشند . يعنى هر فعلى كه كمال براى نفس باشد ، ملائم با نفس نيز مىباشد . مثل شجاعت نشان دادن ، احسان كردن ولى هر فعل ملائم با نفس آن‌گونه نيست كه كمال براى نفس نيز باشد . مثل غناء ، بلكه بعضى از افعال ملائم با نفس ، كمال براى نفس نيز مىباشند . چنان كه هر فعل كه نقصان براى نفس باشد ، غير ملائم براى نفس نيز مىباشند مثل ترسو بودن ، بخل ورزيدن ، ولى آن‌گونه نيست كه هر فعل غير ملائم براى نفس ، نقص براى نفس باشد . چنان كه تحمّل مشقّتها براى طلب علم ، غير ملائم براى نفس بوده ولى نقص براى نفس نمىباشد . بنابراين ، بعضى از افعال غير ملائم با نفس ، نقص براى نفس نيز مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 97 | حسن سيد اشرفى