است . زيرا : الف : چهبسا امورى كه بالفعل و در حال حاضر نه موجب لذّت بوده و نه موجب الم ولى به اعتبار نتايج ، آثار و آيندهاى كه برآن مترتّب شده و نفس از آن آثار متلذّذ يا متألّم مىشود به حسن و قبح متّصف مىشوند . « 1 » ب : چهبسا امورى كه فى نفسه و با قطع نظر از آثار و آيندهاى كه دارند موجب اشمئزاز نفس بوده يعنى بالفعل موجب الم و اشمئزاز نفس مىباشند مثل آشاميدن داروى تلخ ولى به اعتبار آثار و نتايج خوشايندش در آينده كه موجب سلامتى و راحتى شخص شده و در نظر عقل بالاتر از الم مقطعى و گذرا بوده داخل در امور مستحسن مىشوند ج : امورى كه به عكس قسم دوّم بوده و فى نفسه و با قطع نظر از آثار و آيندهاى كه مترتّب برآن بوده ، موجب تلذّذ نفس مىباشند . مثل خوردن غذاى لذيذ و خوشمزهاى كه فعلا خوشايند براى نفس بوده ولى مضرّ براى سلامتى است كه به اعتبار همين ضررى كه موجب مريضى بالاتر از خوشى زودگذر بوده ، داخل در امور مستقبح مىشود .
35 - نهايتا دائرهء حسن و قبح به معناى لذّت و الم چند صنف مىباشد ؟ و اين تصنيف به چه لحاظ است ؟ ( و الانسان بتجاربه الطويلة . . . استكراها لشؤم عواقبها )
ج : مىفرمايد : انسان با تجارب طولانى و قوهء تشخيص عقلى كه دارد مىتواند اشياء و افعال را به سه صنّف تقسيم كند :
1 - اشياء و افعالى كه بالفعل داراى حسن و مستحسن بوده و موجب لذّت نفس
هامش
( 1 ) - به نظر مىرسد منظور مصنّف آن است كه يك سرى امور داراى لذّت و الم ثابت نمىباشند بلكه به لحاظ بالفعلى و حال حاضر داراى لذّت و به لحاظ آينده داراى الم و يا به عكس مىباشند . و گرنه تصوّر امورى كه بالفعل هيچ لذّت و المى نداشته باشند ولى در آينده موجب لذّت و الم شوند بسيار مشكل بوده بلكه وجود ندارد . بنابراين ، تقسيمبندى درست ، آن است : الف : امورى كه وجودشان موجب لذّت پايدار بوده ب : امورى كه وجودشان موجب الم پايدار بوده ج : امورى كه وجودشان موجب الم وقتى ولى لذت پايدار در آينده و يا به عكس خواهد بود .